| جمع | muffins |
delicious muffin
مافین خوشمزه
blueberry muffin
مافین بلوبری
freshly baked muffin
مافین تازه پخته شده
fresh out of milk; muffins baked fresh daily.
تازهترین شیر؛ مافینهای تازه روزانه پخته میشوند.
I enjoyed a blueberry muffin with my coffee this morning.
من از خوردن یک مافین بلوبری با قهوه ام در این صبح لذت بردم.
She baked a batch of delicious chocolate chip muffins for the party.
او یک دسته مافین چیپ شکلات خوشمزه برای مهمانی پخت.
I bought a banana nut muffin from the bakery for a snack.
من یک مافین موز و گردو از نانوایی برای میان وعده خریدم.
The cafe offers a variety of muffin flavors, including lemon poppyseed and pumpkin spice.
کافه انواع مختلفی از طعمهای مافین، از جمله لیمو با تخم خربزه و دارچین کدو تنبل ارائه میدهد.
She packed a muffin in her lunchbox for a mid-morning snack.
او یک مافین را در جعبه ناهار خود برای یک میان وعده اواسط صبح قرار داد.
The bakery sells muffins in singles or packs of six.
نانوایی مافینها را به صورت تکی یا بستههای شش تایی میفروشد.
I like to warm up my muffin in the microwave before eating it.
من دوست دارم مافینم را قبل از خوردن در مایکروویو گرم کنم.
My favorite muffin recipe includes oats, cinnamon, and raisins.
مواد لازم برای دستور العمل مورد علاقه من برای مافین شامل جو دوسر، دارچین و کشمش است.
The muffin was so moist and fluffy, it practically melted in my mouth.
مافین آنقدر مرطوب و پفکی بود که تقریباً در دهانم آب شد.
He grabbed a muffin to go from the coffee shop on his way to work.
او یک مافین برای بیرونبرداری از کافه در مسیر رفتن به محل کارش برداشت.
delicious muffin
مافین خوشمزه
blueberry muffin
مافین بلوبری
freshly baked muffin
مافین تازه پخته شده
fresh out of milk; muffins baked fresh daily.
تازهترین شیر؛ مافینهای تازه روزانه پخته میشوند.
I enjoyed a blueberry muffin with my coffee this morning.
من از خوردن یک مافین بلوبری با قهوه ام در این صبح لذت بردم.
She baked a batch of delicious chocolate chip muffins for the party.
او یک دسته مافین چیپ شکلات خوشمزه برای مهمانی پخت.
I bought a banana nut muffin from the bakery for a snack.
من یک مافین موز و گردو از نانوایی برای میان وعده خریدم.
The cafe offers a variety of muffin flavors, including lemon poppyseed and pumpkin spice.
کافه انواع مختلفی از طعمهای مافین، از جمله لیمو با تخم خربزه و دارچین کدو تنبل ارائه میدهد.
She packed a muffin in her lunchbox for a mid-morning snack.
او یک مافین را در جعبه ناهار خود برای یک میان وعده اواسط صبح قرار داد.
The bakery sells muffins in singles or packs of six.
نانوایی مافینها را به صورت تکی یا بستههای شش تایی میفروشد.
I like to warm up my muffin in the microwave before eating it.
من دوست دارم مافینم را قبل از خوردن در مایکروویو گرم کنم.
My favorite muffin recipe includes oats, cinnamon, and raisins.
مواد لازم برای دستور العمل مورد علاقه من برای مافین شامل جو دوسر، دارچین و کشمش است.
The muffin was so moist and fluffy, it practically melted in my mouth.
مافین آنقدر مرطوب و پفکی بود که تقریباً در دهانم آب شد.
He grabbed a muffin to go from the coffee shop on his way to work.
او یک مافین برای بیرونبرداری از کافه در مسیر رفتن به محل کارش برداشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید