toast

[ایالات متحده]/təʊst/
[بریتانیا]/toʊst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نان تفت داده شده
vt. پختن یا قهوه‌ای کردن با گرمای خشک، مانند در توستر یا روی تابه
vi. قهوه‌ای کردن، گرم کردن یا خشک کردن با قرار گرفتن در معرض آتش یا گرما
Word Forms
جمعtoasts
شکل سوم شخص مفردtoasts
زمان گذشتهtoasted
قسمت سوم فعلtoasted
صفت یا فعل حال استمراریtoasting

عبارات و ترکیب‌ها

raisin toast

نان با کشمش

buttered toast

نان تست کره ای

cinnamon toast

نان دارچین

whole wheat toast

نان گندم کامل

french toast

نان تست فرانسوی

jam on toast

ژام روی نان تست

avocado toast

نان آووکادو

crispy toast

نان تست ترد

propose a toast

پیشنهاد دادن برای نوشیدن

drink a toast

نوشیدن یک آفرین

make a toast

تست گرفتن

on toast

روی نان تست

جملات نمونه

a toast to the queen.

تبریک به ملکه

the toast of Broadway.

محبوبیت برادوی

They drank a toast to the victory.

آنها به افتخار پیروزی، جام‌هایی نوشیدند.

This bread toasts well.

این نان خوب تست می شود.

The bread toasts well.

نان خوب تست می شود.

Toast the wholewheat toasts until golden with toaster or oven, spreadon the butter or jam to increase the flavor.

نان تست سبوس‌دار را با استفاده از توستر یا فر تا طلایی شدن تست کنید، کره یا مربا بمالید تا طعم آن بیشتر شود.

We had toast and jelly at breakfast.

ما در صبحانه نان تست و مربا داشتیم.

I had toast and marmalade this morning.

من امروز صبح نان تست و مربا خوردم.

he found himself the toast of the baseball world.

او خود را در صدر دنیای بیسبال یافت.

We toasted the bride and bridegroom.

ما برای عروس و داماد سر برداشتیم.

dry toast; dry meat.

نان تست خشک؛ گوشت خشک

The old man was the toast of the whole neighbourhood.

آن مرد پیر محبوب محله بود.

Let's all toast the bride and bridegroom.

بیایید همه برای عروس و داماد سر ببریم.

She spread the toast thinly with raspberry jam.

او نان تست را به آرامی با مربای تمشک پوشاند.

she buttered toast with a steady hand.

او با دست ثابت، نان را کره گذاشت.

she lathered a slice of toast with butter.

او یک برش نان تست را با کره کف کرد.

the Lord Mayor proposed a toast to the Queen.

شهردار ارشد پیشنهاد کرد تا به افتخار ملکه یک آرزو بیان کند.

he sat by the fire and toasted a piece of bread.

او کنار آتش نشست و یک تکه نان را تست کرد.

نمونه‌های واقعی

This is called buttered toast...like it? !

این مورد خاص نان تست با کره است... خوشت میاد؟!

منبع: The cutest little spider, Lucas.

She's the toast of Buckingham Palace.

او زینت‌بخش کاخ باکینگهام است.

منبع: Desperate Housewives Season 7

When the glasses are full, instead of proposing a toast, I'm gonna propose.

وقتی لیوان‌ها پر هستند، به جای اینکه سر بلند کنم، من پیشنهاد خواهم کرد.

منبع: Friends Season 6

We would say, " you toast the bread, " using " toast" as a verb.

ما می گوییم، " شما نان را تست می کنید، " از " تست" به عنوان فعل استفاده می کنیم.

منبع: Lucy’s Day in ESL

He inclined his head and toasted her.

او سرش را خم کرد و به او سر بلندی گفت.

منبع: 6. Harry Potter and the Half-Blood Prince

Kelly spread the toast with peanut butter.

کلی نان تست را با کره بادام زمینی پوشاند.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

We are gonna start my toasting this.

ما شروع به تست کردن این خواهیم کرد.

منبع: 2023 New Year Special Edition

I see, bring me the whole white toast.

فهمیدم، تمام نان تست سفید را برایم بیاور.

منبع: Traveling Abroad Conversation Scenarios: Dining Edition

" Is that you who's been toasting bread? "

" آیا تویی که نان تست کرده ای؟"

منبع: A man named Ove decides to die.

Okay, everybody, I want to make a toast!

باشه، همه، من می خواهم سر بلند کنم!

منبع: Modern Family Season 6

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید