multiplies

[ایالات متحده]/ˈmʌltɪplaɪz/
[بریتانیا]/ˈmʌltɪplaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از ضرب؛ به افزایش باعث شدن؛ به زاد و ولد یا تولید مثل کردن؛ با هم ضرب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

multiplies quickly

ضرب شدن به سرعت

multiplies rapidly

ضرب شدن به سرعت

multiplies exponentially

ضرب شدن به صورت نمایی

multiplies significantly

ضرب شدن به طور قابل توجه

multiplies easily

ضرب شدن به آسانی

multiplies continuously

ضرب شدن به طور مداوم

multiplies drastically

ضرب شدن به طور چشمگیر

multiplies abundantly

ضرب شدن به وفور

multiplies effectively

ضرب شدن به طور موثر

جملات نمونه

the interest on the loan multiplies over time.

سود وام با گذشت زمان افزایش می‌یابد.

her joy multiplies when she sees her friends.

شادی او زمانی که دوستانش را می‌بیند، افزایش می‌یابد.

as the team grows, the workload multiplies.

با بزرگتر شدن تیم، حجم کار افزایش می‌یابد.

the number of stars in the sky multiplies at night.

تعداد ستاره‌ها در آسمان در شب افزایش می‌یابد.

his responsibilities multiply as he gets promoted.

با ارتقای او، مسئولیت‌هایش افزایش می‌یابد.

when you practice, your skills multiplies significantly.

هنگامی که تمرین می‌کنید، مهارت‌های شما به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد.

the benefits of exercise multiplies with consistency.

با استمرار، فواید ورزش افزایش می‌یابد.

knowledge multiplies when shared with others.

دانش زمانی که با دیگران به اشتراک گذاشته شود، افزایش می‌یابد.

as the population grows, the challenges multiplies.

با افزایش جمعیت، چالش‌ها افزایش می‌یابد.

in a good economy, opportunities multiplies for everyone.

در یک اقتصاد خوب، فرصت‌ها برای همه افزایش می‌یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید