expands

[ایالات متحده]/ɪkˈspændz/
[بریتانیا]/ɪkˈspændz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بزرگتر کردن؛ افزایش اندازه؛ کشیده شدن؛ باز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

expands rapidly

به سرعت گسترش می‌یابد

expands significantly

به طور قابل توجهی گسترش می‌یابد

expands globally

به طور جهانی گسترش می‌یابد

expands quickly

به سرعت گسترش می‌یابد

expands further

بیشتر گسترش می‌یابد

expands efficiently

به طور کارآمد گسترش می‌یابد

expands continually

به طور مداوم گسترش می‌یابد

expands outward

به سمت بیرون گسترش می‌یابد

expands exponentially

به صورت تصاعدی گسترش می‌یابد

expands its reach

دامنه نفوذ آن را گسترش می‌دهد

جملات نمونه

the universe expands continuously over time.

جهان به طور مداوم در طول زمان منبسط می‌شود.

the company expands its operations globally.

شرکت عملیات خود را به طور جهانی گسترش می‌دهد.

as technology advances, our knowledge expands.

با پیشرفت فناوری، دانش ما گسترش می‌یابد.

she expands her horizons by traveling.

او با سفر، افق دید خود را گسترش می‌دهد.

reading expands your vocabulary significantly.

مطالعه به طور قابل توجهی دایره لغات شما را گسترش می‌دهد.

the garden expands with new plants every spring.

باغ هر بهار با گیاهان جدید گسترش می‌یابد.

his interests expand beyond just sports.

علاقه او فراتر از ورزش‌ها گسترش می‌یابد.

the project expands to include more community members.

پروژه برای شامل کردن اعضای بیشتر جامعه گسترش می‌یابد.

as the discussion expands, new ideas emerge.

با گسترش بحث، ایده‌های جدیدی مطرح می‌شوند.

the recipe expands to serve more guests.

دستور غذا برای پذیرایی از مهمانان بیشتر گسترش می‌یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید