resurrected

[ایالات متحده]/ˌrɛzəˈrɛktɪd/
[بریتانیا]/ˌrɛzəˈrɛktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به زندگی برگرداندن؛ احیا کردن؛ دوباره فعال کردن؛ به محبوبیت بازگرداندن

عبارات و ترکیب‌ها

resurrected dreams

رویاهای زنده شده

resurrected hopes

امیدهای زنده شده

resurrected memories

خاطرات زنده شده

resurrected spirit

روح زنده شده

resurrected love

عشق زنده شده

resurrected life

زندگی زنده شده

resurrected faith

ایمان زنده شده

resurrected passions

اشتیاق‌های زنده شده

resurrected ideas

ایده‌های زنده شده

resurrected traditions

آد و رسوم زنده شده

جملات نمونه

the ancient tradition was resurrected during the festival.

احیای سنت باستانی در طول جشنواره انجام شد.

they believed that the hero would be resurrected in the end.

آنها معتقد بودند که قهرمان در نهایت زنده خواهد شد.

after years of neglect, the project was finally resurrected.

پس از سال‌ها بی‌توجهی، پروژه سرانجام احیا شد.

the artist resurrected her old style in the new exhibition.

هنرمند سبک قدیمی خود را در نمایشگاه جدید احیا کرد.

many traditions were resurrected to preserve cultural heritage.

برای حفظ میراث فرهنگی، بسیاری از سنت‌ها احیا شدند.

his career was resurrected after the successful comeback.

پس از بازگشت موفقیت‌آمیز، حرفه او احیا شد.

the community worked together to resurrect the old park.

جامعه برای احیای پارک قدیمی با هم همکاری کردند.

new evidence could resurrect the cold case.

شواهد جدید می‌تواند پرونده سرد را احیا کند.

the film aimed to resurrect interest in classic cinema.

فیلم با هدف احیای علاقه به سینمای کلاسیک ساخته شد.

they hope to resurrect the lost art of letter writing.

آنها امیدوارند هنر گمشده نوشتن نامه را احیا کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید