muscles

[ایالات متحده]/[ˈmʌzl.z]/
[بریتانیا]/[ˈmʌz.əlz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطعه‌ای از بافت بدنی که برای حرکت دادن استخوان‌ها و مفاصل منقبض می‌شود؛ قدرت یا توان
v. کشیدن یا استفاده از عضلات

عبارات و ترکیب‌ها

strong muscles

عضلات قوی

work muscles

عضلات در حال کار

flexing muscles

انقباض عضلات

muscle soreness

کمرنگی عضلات

build muscles

ساختن عضلات

tight muscles

عضلات سفت

relax muscles

شل کردن عضلات

muscle growth

رشد عضلات

muscle pain

درد عضلات

using muscles

استفاده از عضلات

جملات نمونه

he flexed his muscles to impress her.

او برای تحت تاثیر قرار دادن او عضلات خود را نشان داد.

regular exercise helps build and strengthen your muscles.

ورزش منظم به ساختن و تقویت عضلات شما کمک می کند.

she felt a strain in her calf muscles after the run.

او بعد از دویدن احساس کشیدگی در عضلات ساق پا کرد.

weightlifting is a great way to develop your muscles.

وزنه برداری راهی عالی برای تقویت عضلات شماست.

he used resistance bands to work his arm muscles.

او از کش های مقاومتی برای کار کردن روی عضلات دست خود استفاده کرد.

the athlete's muscles were well-defined and toned.

عضلات ورزشکار خوش فرم و ورزیده بودند.

stretching helps prevent injuries to your muscles.

کشیدن و نرمش به جلوگیری از آسیب دیدگی عضلات شما کمک می کند.

he massaged his sore muscles after the workout.

او بعد از تمرین عضلات درد خود را ماساژ داد.

strong muscles are essential for maintaining good posture.

عضلات قوی برای حفظ وضعیت بدنی خوب ضروری هستند.

she felt her muscles ache after the long hike.

او بعد از پیاده روی طولانی احساس درد در عضلات خود کرد.

he's been working hard to bulk up his muscles.

او سخت تلاش کرده تا عضلات خود را حجیم کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید