mustier

[ایالات متحده]/[ˈmʌstɪər]/
[بریتانیا]/[ˈmʌstɪər]/

ترجمه

adj. بیشتر مسی؛ دارای بُرُز مسی؛ حاوی مقدار بیشتری قارچ یا رطوبت.
adv. به شکل مسی.

عبارات و ترکیب‌ها

mustier smell

بوی بیشتری

mustier than

بوی بیشتری از

getting mustier

در حال شدن بوی بیشتری

mustier books

کتاب‌های بوی بیشتری

felt mustier

بوی بیشتری حس کرد

sounded mustier

بوی بیشتری به نظر رسید

much mustier

بوی بسیار بیشتری

becoming mustier

در حال شدن بوی بیشتری

seemed mustier

بوی بیشتری به نظر می‌رسید

was mustier

بوی بیشتری بود

جملات نمونه

the library had a mustier smell than i expected.

کتابخانه بوی بدتری داشت از آنچه که انتظار داشتم.

he preferred a mustier, more traditional bookstore.

او به یک کتابفروشی قدیمی‌تر و سنتی‌تر ترجیح می‌داد.

the attic contained a mustier collection of antiques.

بُرنج کتابخانه یک مجموعه قدیمی‌تری از اثرهای میراثی داشت.

the old house had a mustier atmosphere overall.

خانه قدیمی به طور کلی جوی بدتری داشت.

i like the mustier scent of old books.

من بوی بدتر کتاب‌های قدیمی را دوست دارم.

the professor's office was noticeably mustier.

دفتر پروفسور به طور قابل توجهی بوی بدتری داشت.

the basement felt mustier and damp.

زیرزمین بوی بدتر و مرطوب‌تری داشت.

she described the room as having a mustier feel.

او اتاق را با یک حس بدتر توصیف کرد.

the archives held a mustier record of the past.

فایل‌ها یک گزارش بدتری از گذشته داشتند.

the antique shop offered a mustier selection of furniture.

فروشگاه اثرهای قدیمی یک انتخاب بدتری از مبلمان ارائه داد.

the mustier corners of the castle were fascinating.

گوشه‌های بدتر قلعه جالب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید