mustier smell
بوی بیشتری
mustier than
بوی بیشتری از
getting mustier
در حال شدن بوی بیشتری
mustier books
کتابهای بوی بیشتری
felt mustier
بوی بیشتری حس کرد
sounded mustier
بوی بیشتری به نظر رسید
much mustier
بوی بسیار بیشتری
becoming mustier
در حال شدن بوی بیشتری
seemed mustier
بوی بیشتری به نظر میرسید
was mustier
بوی بیشتری بود
the library had a mustier smell than i expected.
کتابخانه بوی بدتری داشت از آنچه که انتظار داشتم.
he preferred a mustier, more traditional bookstore.
او به یک کتابفروشی قدیمیتر و سنتیتر ترجیح میداد.
the attic contained a mustier collection of antiques.
بُرنج کتابخانه یک مجموعه قدیمیتری از اثرهای میراثی داشت.
the old house had a mustier atmosphere overall.
خانه قدیمی به طور کلی جوی بدتری داشت.
i like the mustier scent of old books.
من بوی بدتر کتابهای قدیمی را دوست دارم.
the professor's office was noticeably mustier.
دفتر پروفسور به طور قابل توجهی بوی بدتری داشت.
the basement felt mustier and damp.
زیرزمین بوی بدتر و مرطوبتری داشت.
she described the room as having a mustier feel.
او اتاق را با یک حس بدتر توصیف کرد.
the archives held a mustier record of the past.
فایلها یک گزارش بدتری از گذشته داشتند.
the antique shop offered a mustier selection of furniture.
فروشگاه اثرهای قدیمی یک انتخاب بدتری از مبلمان ارائه داد.
the mustier corners of the castle were fascinating.
گوشههای بدتر قلعه جالب بود.
mustier smell
بوی بیشتری
mustier than
بوی بیشتری از
getting mustier
در حال شدن بوی بیشتری
mustier books
کتابهای بوی بیشتری
felt mustier
بوی بیشتری حس کرد
sounded mustier
بوی بیشتری به نظر رسید
much mustier
بوی بسیار بیشتری
becoming mustier
در حال شدن بوی بیشتری
seemed mustier
بوی بیشتری به نظر میرسید
was mustier
بوی بیشتری بود
the library had a mustier smell than i expected.
کتابخانه بوی بدتری داشت از آنچه که انتظار داشتم.
he preferred a mustier, more traditional bookstore.
او به یک کتابفروشی قدیمیتر و سنتیتر ترجیح میداد.
the attic contained a mustier collection of antiques.
بُرنج کتابخانه یک مجموعه قدیمیتری از اثرهای میراثی داشت.
the old house had a mustier atmosphere overall.
خانه قدیمی به طور کلی جوی بدتری داشت.
i like the mustier scent of old books.
من بوی بدتر کتابهای قدیمی را دوست دارم.
the professor's office was noticeably mustier.
دفتر پروفسور به طور قابل توجهی بوی بدتری داشت.
the basement felt mustier and damp.
زیرزمین بوی بدتر و مرطوبتری داشت.
she described the room as having a mustier feel.
او اتاق را با یک حس بدتر توصیف کرد.
the archives held a mustier record of the past.
فایلها یک گزارش بدتری از گذشته داشتند.
the antique shop offered a mustier selection of furniture.
فروشگاه اثرهای قدیمی یک انتخاب بدتری از مبلمان ارائه داد.
the mustier corners of the castle were fascinating.
گوشههای بدتر قلعه جالب بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید