mythologized

[ایالات متحده]/mɪˈθɒlədʒaɪzd/
[بریتانیا]/mɪˈθɑːləˌdʒaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت از mythologize

عبارات و ترکیب‌ها

mythologized hero

قهرمان افسانه‌ای

mythologized figure

شخصیت افسانه‌ای

mythologized story

داستان افسانه‌ای

mythologized past

گذشته افسانه‌ای

mythologized culture

فرهنگ افسانه‌ای

mythologized narrative

روایت افسانه‌ای

mythologized identity

هویت افسانه‌ای

mythologized event

رویداد افسانه‌ای

mythologized tradition

آد و رسوم افسانه‌ای

mythologized concept

مفهوم افسانه‌ای

جملات نمونه

the hero was mythologized in countless stories.

قهرمان در داستان‌های بی‌شماری افسانه‌سازی شد.

many cultures have mythologized their origins.

فرهنگ‌های بسیاری ریشه‌های خود را افسانه‌سازی کرده‌اند.

she mythologized her childhood experiences.

او تجربیات دوران کودکی خود را افسانه‌سازی کرد.

his achievements were mythologized by the media.

دستاوردهای او توسط رسانه‌ها افسانه‌سازی شدند.

they mythologized the events of that historic battle.

آنها وقایع آن نبرد تاریخی را افسانه‌سازی کردند.

in literature, many figures are mythologized for their deeds.

در ادبیات، بسیاری از شخصیت‌ها به خاطر اعمالشان افسانه‌سازی می‌شوند.

she felt that her family history was mythologized.

او احساس کرد که تاریخچه خانواده‌اش افسانه‌سازی شده است.

mythologized tales often inspire new generations.

داستان‌های افسانه‌سازی‌شده اغلب نسل‌های جدید را الهام بخشند.

he was mythologized as a revolutionary leader.

او به عنوان یک رهبر انقلابی افسانه‌سازی شد.

the artist's life was mythologized in various documentaries.

زندگی هنرمند در مستندهای مختلف افسانه‌سازی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید