nacreous

[ایالات متحده]/ˈneɪkrəs/
[بریتانیا]/ˈneɪkrəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شبیه به صدف؛ رنگین کمانی؛ به رنگ مروارید

عبارات و ترکیب‌ها

nacreous sheen

درخشش مژگانی

nacreous surface

سطح مژگانی

nacreous layer

لایه مژگانی

nacreous finish

پوشش مژگانی

nacreous effect

اثر مژگانی

nacreous quality

کیفیت مژگانی

nacreous color

رنگ مژگانی

nacreous glow

تابش مژگانی

nacreous appearance

ظاهر مژگانی

جملات نمونه

the nacreous sheen of the pearl caught her eye.

درخشش مروارید مانند ناخردی چشم او را جلب کرد.

he admired the nacreous finish on the ceramic vase.

او به پوشش ناخردی روی گلدان سرامیکی علاقه داشت.

the artist used nacreous paints to enhance the artwork.

هنرمند از رنگ‌های ناخردی برای افزایش جذابیت اثر هنری استفاده کرد.

her dress had a beautiful nacreous glow under the lights.

لباس او در زیر نورها درخششی زیبا و ناخردی داشت.

the nacreous layers of the shell fascinated the children.

لایه‌های ناخردی صدف کودکان را مجذوب خود کرد.

he chose a nacreous finish for his new car.

او برای ماشین جدیدش پوشش ناخردی انتخاب کرد.

the nacreous interior of the oyster held a beautiful pearl.

فضای داخلی صدف ناخردی مرواریدی زیبا را در خود داشت.

she wore nacreous earrings that sparkled in the sun.

او گوشواره‌های ناخردی پوشید که در آفتاب می‌درخشیدند.

the nacreous surface of the stone reflected various colors.

سطح ناخردی سنگ رنگ‌های مختلفی را منعکس می‌کرد.

he painted the walls with a nacreous finish for a unique look.

او دیوارها را با پوشش ناخردی برای داشتن ظاهری منحصر به فرد نقاشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید