nannies

[ایالات متحده]/ˈnæniz/
[بریتانیا]/ˈnæniz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع نانی; شخصی که برای مراقبت از کودکان استخدام شده است; اصطلاح غیررسمی برای مادربزرگ; دولتی که به طور مفرط در زندگی مردم دخالت می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

nannies needed

پرستار بچه مورد نیاز

nannies available

پرستار بچه در دسترس

nannies wanted

استخدام پرستار بچه

nannies for hire

پرستار بچه جهت استخدام

nannies services

خدمات پرستاری بچه

experienced nannies

پرستار بچه با تجربه

local nannies

پرستار بچه محلی

professional nannies

پرستار بچه حرفه‌ای

trusted nannies

پرستار بچه مورد اعتماد

part-time nannies

پرستار بچه پاره وقت

جملات نمونه

nannies provide essential support for working parents.

مربیان، پشتیبانی ضروری برای والدین شاغل فراهم می‌کنند.

many families rely on nannies for childcare.

خانواده‌های زیادی برای مراقبت از کودکان به مربیان متکی هستند.

nannies often have a background in child development.

مربیان اغلب دارای پیشینه‌ای در زمینه رشد کودک هستند.

finding qualified nannies can be a challenging task.

پیدا کردن مربیان واجد شرایط می‌تواند یک کار چالش‌برانگیز باشد.

nannies can help with homework and educational activities.

مربیان می‌توانند در انجام تکالیف و فعالیت‌های آموزشی کمک کنند.

some nannies also perform household duties.

برخی از مربیان همچنین وظایف خانه را انجام می‌دهند.

nannies often build strong relationships with the children.

مربیان اغلب روابط قوی با کودکان برقرار می‌کنند.

many nannies work flexible hours to accommodate families.

بسیاری از مربیان برای هماهنگی با خانواده‌ها، ساعات کاری انعطاف‌پذیر دارند.

interviews with nannies should include background checks.

مصاحبه با مربیان باید شامل بررسی‌های پیشینه باشد.

nannies can provide a safe and nurturing environment.

مربیان می‌توانند یک محیط امن و دلسوزانه فراهم کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید