recited

[ایالات متحده]/rɪˈsaɪtɪd/
[بریتانیا]/rɪˈsaɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از حفظ بلند تکرار کردن؛ به تفصیل روایت یا فهرست کردن

عبارات و ترکیب‌ها

recited poetry

شعر زمزمه شده

recited verses

خطبه های زمزمه شده

recited prayers

نمازهای زمزمه شده

recited lines

خطوط زمزمه شده

recited text

متن زمزمه شده

recited speech

سخنرانی زمزمه شده

recited stories

داستان های زمزمه شده

recited passages

گذرگاه های زمزمه شده

recited quotes

نقل قول های زمزمه شده

recited monologue

مونوگوی زمزمه شده

جملات نمونه

the poem was beautifully recited at the event.

شعر به زیبایی در طول رویداد اجرا شد.

she recited her lines perfectly during the audition.

او خطوط خود را به طور کامل در طول تست اجرا کرد.

he recited the speech from memory.

او سخنرانی را از حفظ اجرا کرد.

the children recited their favorite nursery rhymes.

کودکان شعر کودکانه مورد علاقه خود را اجرا کردند.

during the ceremony, prayers were recited.

در طول مراسم، دعاها خوانده شدند.

she recited the entire chapter for her class.

او کل فصل را برای کلاس خود خواند.

the actor recited his monologue with great emotion.

بازیگر مونولوگ خود را با احساسات فراوان اجرا کرد.

they recited the national anthem before the game.

آنها سرود ملی را قبل از بازی اجرا کردند.

he recited a famous quote to inspire the team.

او نقل قول مشهور را برای الهام بخشیدن به تیم اجرا کرد.

at the competition, contestants recited their poems.

در مسابقه، شرکت کنندگان شعر خود را اجرا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید