naughtiness

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار یا اقدامات شیطنت‌آمیز
Word Forms

جملات نمونه

children often display naughtiness when they are bored

اغلب اوقات کودکان وقتی حوصله‌شان سر می‌رود، شیطنت می‌کنند.

her naughtiness knows no bounds

شیطنت او حد و مرزی نمی‌شناسد.

the puppy's naughtiness can be exhausting

شیطنت توله سگ می‌تواند خسته‌کننده باشد.

he couldn't resist joining in the naughtiness

او نتوانست جلوی خود را بگیرد تا در شیطنت‌ها شرکت کند.

the teacher had to address the naughtiness in the classroom

معلم مجبور شد به شیطنت در کلاس درس رسیدگی کند.

naughtiness is a common trait in young children

شیطنت یک ویژگی رایج در کودکان خردسال است.

the cat's naughtiness was evident in its mischievous behavior

شیطنت گربه در رفتار شیطنت‌آمیز آن آشکار بود.

she tried to suppress her naughtiness during the important meeting

او سعی کرد شیطنت خود را در طول جلسه مهم سرکوب کند.

his naughtiness often got him into trouble at school

شیطنت او اغلب باعث می‌شد در مدرسه دچار مشکل شود.

the siblings' naughtiness brought laughter to the family

شیطنت خواهر و برادرها خنده را به خانواده هدیه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید