navigable

[ایالات متحده]/'nævɪgəb(ə)l/
[بریتانیا]/'nævɪɡəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل ناوبری، مناسب برای ناوبری
n. ناوبری (کیفیت توانایی ناوبری در یک رودخانه، دریا یا کشتی)

عبارات و ترکیب‌ها

navigable waters

آب‌های قابل کشتیرانی

easily navigable

به راحتی قابل کشتیرانی

navigable route

مسیر قابل کشتیرانی

جملات نمونه

navigable waters; a navigable river.

آب‌های قابل کشتیرانی؛ یک رودخانه قابل کشتیرانی

a good cart track, navigable by cars.

یک مسیر گاری خوب، قابل پیمایش با ماشین ها.

The river is navigable by vessels of up to 90 tons.

رودخانه برای کشتی‌هایی تا وزن 90 تن قابل کشتیرانی است.

An interim goal was set to insure that all navigable waters would be fishable and swimmable by 1983.

یک هدف موقت تعیین شد تا اطمینان حاصل شود که تمام آبهای قابل کشتیرانی تا سال 1983 قابل ماهیگیری و شنا باشند.

With descending of the main pier s foundation slab and integral moving of pier,not only the navigable dimensions meet the demand,but also the influence on upbound ships is very li.

با نزول صفحه پی س اصلی و حرکت یکپارچه اسکله، نه تنها ابعاد قابل کشتیرانی نیازها را برآورده می‌کند، بلکه تأثیر آن بر کشتی‌های عبوری نیز بسیار li است.

The river is navigable by large ships.

رودخانه برای کشتی‌های بزرگ قابل کشتیرانی است.

Navigable waters are crucial for transportation.

آب‌های قابل کشتیرانی برای حمل و نقل حیاتی هستند.

The canal was made navigable for boats.

کانال برای قایق‌ها قابل کشتیرانی شد.

Navigable routes were marked on the map.

مسیرهای قابل کشتیرانی روی نقشه مشخص شده‌اند.

The lake is navigable for kayaks and canoes.

دریاچه برای کایاک‌ها و قایق‌های کانو قابل کشتیرانی است.

Navigable canals connect different parts of the city.

کانال‌های قابل کشتیرانی بخش‌های مختلف شهر را به هم متصل می‌کنند.

The navigable channel allows ships to pass through easily.

کانال قابل کشتیرانی به کشتی‌ها اجازه می‌دهد به راحتی عبور کنند.

The navigable river is a popular route for cruises.

رودخانه قابل کشتیرانی یک مسیر محبوب برای کروزها است.

Navigation charts provide information on navigable waters.

نقشه‌های ناوبری اطلاعاتی در مورد آب‌های قابل کشتیرانی ارائه می‌دهند.

The navigable waterway is essential for trade and commerce.

راه‌آب قابل کشتیرانی برای تجارت و بازرگانی ضروری است.

نمونه‌های واقعی

The room just feels cleaner and brighter and navigable.

اتاق فقط حس تمیزتر، روشن‌تر و قابل پیمایش بودن را القا می‌کند.

منبع: Buzzfeed Women's Fashion Talk

Yet these problems have proved to be navigable ones.

با این حال، این مشکلات به عنوان مشکلاتی که قابل حل هستند، ثابت شده‌اند.

منبع: Economist Finance and economics

So of course the deep web is way bigger than the navigable web.

بنابراین وب عمیق به طور طبیعی از وب قابل پیمایش بسیار بزرگتر است.

منبع: World Atlas of Wonders

I wondered why he did not slide down the post to the more navigable ground.

من فکر کردم چرا او از ستون به سمت زمین قابل پیمایش تر سر نخود.

منبع: Cross Stream (Part 1)

The highest navigable lake in the world, Lake Titicaca, is facing a drought after water levels dropped below the warning alert.

بالاترین دریاچه قابل کشتیرانی در جهان، دریاچه تیتیکاکا، با کاهش سطح آب زیر هشدار، با خشکسالی روبرو است.

منبع: CRI Online August 2023 Collection

Because of the high numbers of navigable rivers and the relatively easy-to-traverse terrain, France has always been easy to travel across.

به دلیل تعداد زیاد رودخانه‌های قابل کشتیرانی و زمین نسبتاً آسان برای عبور، فرانسه همیشه به راحتی قابل سفر بوده است.

منبع: Realm of Legends

First, steam ships made it possible for Europeans to travel inland, bringing supplies and personnel via Africa's navigable rivers.

ابتدا، کشتی‌های بخار امکان سفر زمینی را برای اروپاییان فراهم کرد و امکان رساندن تدارکات و پرسنل از طریق رودخانه‌های قابل کشتیرانی آفریقا را فراهم کرد.

منبع: World History Crash Course

The Nile was regular, navigable, and benign, making for one of the safest and richest agricultural areas in the world.

نيل منظم، قابل کشتیرانی و بی‌خطر بود و این امر باعث شد که یکی از امن‌ترین و غني‌تر مناطق كشاورزي جهان باشد.

منبع: World History Crash Course

In fact, the greater Mississippi river basin has more kilometers of navigable internal waterways than the entire rest of the world all combined has.

در واقع، حوضه رودخانه میسی سیپی بزرگتر، كيلومتر بيشتري از آبراه‌هاي داخلي قابل کشتيرانی دارد تا کل بقیه جهان در مجموع.

منبع: Realm of Legends

Provided the creek could be made navigable for rafts, it occurred to me that the expense of transportation would be materially diminished.

اگر می‌توانستیم از طریق ساختن یک نهر قابل کشتیرانی برای قایق‌ها، هزینه حمل و نقل به طور قابل توجهی کاهش یابد.

منبع: Twelve Years a Slave

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید