navigates

[ایالات متحده]/ˈnævɪɡeɪts/
[بریتانیا]/ˈnævɪˌɡeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. هدایت کردن (یک کشتی، هواپیما و غیره)؛ عبور کردن (از دریا، هوا و غیره)؛ گذشتن؛ پرواز کردن بر فراز

عبارات و ترکیب‌ها

navigates challenges

غَلبه بر چالش‌ها

navigates obstacles

غَلبه بر موانع

navigates waters

عبور از آب‌ها

navigates terrain

عبور از زمین

navigates complexities

عبور از پیچیدگی‌ها

navigates systems

عبور از سیستم‌ها

navigates rules

عبور از قوانین

navigates paths

عبور از مسیرها

navigates options

عبور از گزینه‌ها

navigates changes

عبور از تغییرات

جملات نمونه

the captain navigates the ship through the storm.

کاپیتان کشتی را در میان طوفان هدایت می‌کند.

she navigates the complexities of her job with ease.

او به راحتی پیچیدگی‌های شغلی خود را درک می‌کند.

he navigates the city using a map app on his phone.

او شهر را با استفاده از یک برنامه نقشه روی تلفن خود پیدا می‌کند.

the student navigates the challenges of university life.

دانشجو چالش‌های زندگی دانشگاهی را پشت سر می‌گذارد.

the software navigates users through the setup process.

نرم‌افزار کاربران را در طول فرآیند تنظیمات راهنمایی می‌کند.

she skillfully navigates social situations.

او به طور ماهرانه در موقعیت‌های اجتماعی حرکت می‌کند.

the explorer navigates uncharted territories.

کاوشگر مناطق ناشناخته را پیدا می‌کند.

he navigates his career with strategic decisions.

او با تصمیمات استراتژیک، مسیر شغلی خود را پیش می‌برد.

the pilot navigates the aircraft during takeoff.

خلبان هواپیما را در هنگام برخاستن هدایت می‌کند.

she navigates online resources for her research.

او برای تحقیقات خود از منابع آنلاین استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید