necrotic

[ایالات متحده]/ne'krɔtik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان‌دهنده یا در حال تجربه فرایند نکروز؛ مربوط به نکروز یا گانگرن.

عبارات و ترکیب‌ها

necrotic tissue

بافت نکروتیک

necrotic cells

سلول‌های نکروتیک

necrotic process

فرایند نکروز

necrotic changes

تغییرات نکروتیک

جملات نمونه

become cheeselike, of necrotic tissue.

به مانند پنیر مانند، از بافت نکروتیک.

The cells in the center of the ducts with comedocarcinoma are often necrotic and calcify, as shown here.

سلول‌های موجود در مرکز مجاری با کومدوکارسینوما اغلب نکروز می‌شوند و کلسیفه می‌شوند، همانطور که در اینجا نشان داده شده است.

Pathological examinations showed that microvilli in intestines was necrotic and falled off, and heamorrhagic and necrogenous enteritis occurred.

معاینه های آسیب شناسی نشان داد که پرزها در روده ها نکروز شده و ریخته شده اند و آنترال خونریزی و نکروز رخ داده است.

Necrotic posthitis is characterized by evertive swelling, edema and necrosis in the prepuce of feedlot steers and bulls.

پس حادیت نکروتیک با بیرون‌گرایی، ادم و نکروز در پیش‌پوش حیوانات نر و گوساله‌های مزرعه مشخص می‌شود.

The key of the operation was to protect the aponeurosis completely,washouted the inflammatory incarnative tissua and necrotic tissue of the bed sore,and sutured intensively.

نکته کلیدی عمل محافظت کامل از آپونوروز بود، شستشوی بافت‌های التهابی، مغلوب‌کننده و نکروتیک زخم بستر و بخیه زدن شدید.

Methods Surgical procedures included removal of cranlai hema toma, contusive and necrotic brain tissues, correction of cranio?orbital defor mity,and repair of dure mater.

روش‌ها: روش‌های جراحی شامل برداشتن هماتومای جمجمه‌ای، بافت‌های مغزی ضربه‌ای و نکروتیک، اصلاح بدشکلی جمجمه-چشمانی و ترمیم سخت‌شامه بود.

Conclusions Dragons blood powder has broad-spectrum sterilization.It can clear toxic materials,remove the necrotic tissue,enable convergence wound and scabbing without skin grafting,markedl...

نتیجه گیری: پودر خون اژدها دارای استریل‌سازی طیف گسترده‌ای است. این می تواند مواد سمی را از بین ببرد، بافت نکروتیک را از بین ببرد، التیام زخم و پوسته شدن را بدون پیوند پوستی فعال کند، به طور قابل توجهی...

The results showed that the prime symptoms of the TPD include laticifer necrosis and cambium-like meristem formation that occurs around the necrotic laticifer in the inner bark.

نتایج نشان داد که علائم اصلی TPD شامل نکروز لتیفر و تشکیل مریستم شبیه کمبل است که در اطراف لتیفر نکروتیک در قشر داخلی رخ می‌دهد.

The necrotic epithelium becomes embedded in exuding fibrin and red and white cells,so that a grayish pseudomembrane is formed-commonly over the tonsils,pharynx or larynx.

اپیتلیوم نکروتیک در فیبرین ترشح شده و سلول‌های قرمز و سفید تعبیه می‌شود، بنابراین یک غشاء شبه‌غشاء خاکستری تشکیل می‌شود - معمولاً روی لوزه ها، فارنج یا حنجره.

32 cases healed with residual superficial scar, 3 cases with partial necrotic disfigure of the auricle and 16 cases with ear chondritis;

32 مورد با اسکار سطحی باقیمانده، 3 مورد با بدشکلی نکروتیک جزئی گوش و 16 مورد با کندرومیت گوش بهبود یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید