neediness

[ایالات متحده]/ˈniːdiness/
[بریتانیا]/ˈniːdiness/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت نیازمند بودن یا کمبود نیازهای اساسی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

emotional neediness

نیاز عاطفی

neediness issues

مشکلات وابستگی عاطفی

neediness traits

ویژگی‌های وابستگی عاطفی

neediness behavior

رفتار وابستگی عاطفی

neediness signals

نشانه‌های وابستگی عاطفی

neediness cycle

چرخه وابستگی عاطفی

neediness factor

عامل وابستگی عاطفی

neediness patterns

الگوهای وابستگی عاطفی

neediness symptoms

علائم وابستگی عاطفی

overwhelming neediness

وابستگی عاطفی شدید

جملات نمونه

her neediness often drives people away.

نیازمندی او اغلب مردم را از خود دور می‌کند.

he struggles with his neediness in relationships.

او در روابط با نیازمندی خود دست و پنجه نرم می‌کند.

neediness can lead to unhealthy attachments.

نیازمندی می‌تواند منجر به وابستگی‌های ناسالم شود.

recognizing your neediness is the first step to change.

تشخیص نیازمندی شما اولین قدم برای تغییر است.

she tried to hide her neediness from her friends.

او سعی کرد نیازمندی خود را از دوستانش پنهان کند.

his neediness made him feel vulnerable.

نیازمندی او باعث شد احساس آسیب‌پذیری کند.

overcoming neediness requires self-awareness.

غلبه بر نیازمندی نیازمند خودآگاهی است.

neediness can manifest in various ways.

نیازمندی می‌تواند به روش‌های مختلف بروز کند.

she learned to manage her neediness better.

او یاد گرفت که بهتر نیازمندی خود را مدیریت کند.

his neediness was evident in his constant calls.

نیازمندی او در تماس‌های مداومش آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید