attentively

[ایالات متحده]/ə'tentivli/
[بریتانیا]/əˈt ɛntɪvlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با تمرکز و دقت زیاد

جملات نمونه

She listened attentively and set down every word he said.

او با دقت گوش داد و هر کلمه ای را که او گفت یادداشت کرد.

She listened attentively while I poured out my problems.

او با دقت گوش داد در حالی که من مشکلاتم را در میان گذاشتم.

He was writing his report so attentively that he didn’t know the rice gruel in the pot had boiled over.

او گزارش خود را آنقدر با دقت می نوشت که متوجه نشد غذای برنج در قابلمه جوشیده است.

listen attentively in class

به دقت در کلاس گوش دهید.

watch attentively during the presentation

در طول ارائه با دقت تماشا کنید.

read attentively to understand the content

برای درک محتوا با دقت بخوانید.

observe attentively for any changes

برای هر گونه تغییر با دقت مشاهده کنید.

work attentively on the project

با دقت روی پروژه کار کنید.

speak attentively during the meeting

در طول جلسه با دقت صحبت کنید.

write attentively to avoid mistakes

برای جلوگیری از اشتباهات با دقت بنویسید.

study attentively for the exam

برای امتحان با دقت مطالعه کنید.

listen attentively to the music

با دقت به موسیقی گوش دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید