read inattentively
مطالعه با بیتوجهی
listen inattentively
گوش دادن با بیتوجهی
act inattentively
با بیتوجهی عمل کردن
work inattentively
با بیتوجهی کار کردن
drive inattentively
رانندگی با بیتوجهی
speak inattentively
با بیتوجهی صحبت کردن
study inattentively
مطالعه با بیتوجهی
watch inattentively
تماشای با بیتوجهی
react inattentively
واکنش با بیتوجهی
perform inattentively
اجرا با بیتوجهی
she inattentively missed the bus.
او بیاحتیاطانه اتوبوس را از دست داد.
he inattentively dropped his phone on the ground.
او بیاحتیاطانه تلفن همراه خود را روی زمین انداخت.
they inattentively ignored the warning signs.
آنها بیاحتیاطانه علائم هشدار را نادیده گرفتند.
the student inattentively failed the exam.
دانشجو به دلیل بیاحتیاطی در امتحان مردود شد.
she inattentively left the door unlocked.
او بیاحتیاطانه در را قفل نکرد.
he inattentively spilled coffee on his shirt.
او بیاحتیاطانه قهوه را روی پیراهنش ریخت.
they inattentively talked during the presentation.
آنها در طول ارائه بیاحتیاطانه صحبت کردند.
she inattentively overlooked important details.
او جزئیات مهم را به دلیل بیاحتیاطی نادیده گرفت.
he inattentively walked into a pole.
او بیاحتیاطانه به یک ستون برخورد کرد.
they inattentively skipped the instructions.
آنها دستورالعملها را به دلیل بیاحتیاطی از دست دادند.
read inattentively
مطالعه با بیتوجهی
listen inattentively
گوش دادن با بیتوجهی
act inattentively
با بیتوجهی عمل کردن
work inattentively
با بیتوجهی کار کردن
drive inattentively
رانندگی با بیتوجهی
speak inattentively
با بیتوجهی صحبت کردن
study inattentively
مطالعه با بیتوجهی
watch inattentively
تماشای با بیتوجهی
react inattentively
واکنش با بیتوجهی
perform inattentively
اجرا با بیتوجهی
she inattentively missed the bus.
او بیاحتیاطانه اتوبوس را از دست داد.
he inattentively dropped his phone on the ground.
او بیاحتیاطانه تلفن همراه خود را روی زمین انداخت.
they inattentively ignored the warning signs.
آنها بیاحتیاطانه علائم هشدار را نادیده گرفتند.
the student inattentively failed the exam.
دانشجو به دلیل بیاحتیاطی در امتحان مردود شد.
she inattentively left the door unlocked.
او بیاحتیاطانه در را قفل نکرد.
he inattentively spilled coffee on his shirt.
او بیاحتیاطانه قهوه را روی پیراهنش ریخت.
they inattentively talked during the presentation.
آنها در طول ارائه بیاحتیاطانه صحبت کردند.
she inattentively overlooked important details.
او جزئیات مهم را به دلیل بیاحتیاطی نادیده گرفت.
he inattentively walked into a pole.
او بیاحتیاطانه به یک ستون برخورد کرد.
they inattentively skipped the instructions.
آنها دستورالعملها را به دلیل بیاحتیاطی از دست دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید