nephews

[ایالات متحده]/ˈnɛfjuːz/
[بریتانیا]/ˈnɛfjuːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پسران خواهر و برادرهای یک فرد

عبارات و ترکیب‌ها

my nephews

نوه های من

nephews and nieces

نوه ها و خواهرزاده ها

nephews' birthdays

تولدهای خواهرزاده ها

visit my nephews

از خواهرزاده های من دیدن کنید

nephews' games

بازی های خواهرزاده ها

nephews' toys

اسباب بازی های خواهرزاده ها

my favorite nephews

خواهرزاده های مورد علاقه من

nephews' school

مدرسه خواهرزاده ها

nephews' friends

دوستان خواهرزاده ها

nephews' visit

دیدن خواهرزاده ها

جملات نمونه

i have two nephews who love to play soccer.

من دو خواهرزاده دارم که عاشق بازی فوتبال هستند.

my nephews always visit during the summer holidays.

خواهرزاده‌های من همیشه در تعطیلات تابستانی دید و بازدید می‌کنند.

she bought gifts for her nephews on their birthday.

او هدیفتی برای خواهرزاده‌هایش در روز تولدشان خرید.

my nephews are learning to ride their bikes.

خواهرزاده‌های من در حال یادگیری دوچرخه سواری هستند.

we took our nephews to the amusement park last weekend.

ما آخر هفته گذشته خواهرزاده‌هایمان را به شهربازی بردیم.

my sister often asks me to babysit her nephews.

خواهر من اغلب از من می‌خواهد که از خواهرزاده‌هایش مراقتی کنم.

my nephews are excited about the upcoming family reunion.

خواهرزاده‌های من برای دیدار خانوادگی آینده هیجان‌زده هستند.

he teaches his nephews how to cook simple meals.

او به خواهرزاده‌هایش آموزش می‌دهد که چگونه غذاهای ساده بپزند.

my nephews enjoy watching cartoons on saturday mornings.

خواهرزاده‌های من از تماشای کارتون در روزهای شنبه صبح لذت می‌برند.

every christmas, i send presents to my nephews.

در هر کریسمس، هدیفتی برای خواهرزاده‌هایم می‌فرستم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید