my nephews
نوه های من
nephews and nieces
نوه ها و خواهرزاده ها
nephews' birthdays
تولدهای خواهرزاده ها
visit my nephews
از خواهرزاده های من دیدن کنید
nephews' games
بازی های خواهرزاده ها
nephews' toys
اسباب بازی های خواهرزاده ها
my favorite nephews
خواهرزاده های مورد علاقه من
nephews' school
مدرسه خواهرزاده ها
nephews' friends
دوستان خواهرزاده ها
nephews' visit
دیدن خواهرزاده ها
i have two nephews who love to play soccer.
من دو خواهرزاده دارم که عاشق بازی فوتبال هستند.
my nephews always visit during the summer holidays.
خواهرزادههای من همیشه در تعطیلات تابستانی دید و بازدید میکنند.
she bought gifts for her nephews on their birthday.
او هدیفتی برای خواهرزادههایش در روز تولدشان خرید.
my nephews are learning to ride their bikes.
خواهرزادههای من در حال یادگیری دوچرخه سواری هستند.
we took our nephews to the amusement park last weekend.
ما آخر هفته گذشته خواهرزادههایمان را به شهربازی بردیم.
my sister often asks me to babysit her nephews.
خواهر من اغلب از من میخواهد که از خواهرزادههایش مراقتی کنم.
my nephews are excited about the upcoming family reunion.
خواهرزادههای من برای دیدار خانوادگی آینده هیجانزده هستند.
he teaches his nephews how to cook simple meals.
او به خواهرزادههایش آموزش میدهد که چگونه غذاهای ساده بپزند.
my nephews enjoy watching cartoons on saturday mornings.
خواهرزادههای من از تماشای کارتون در روزهای شنبه صبح لذت میبرند.
every christmas, i send presents to my nephews.
در هر کریسمس، هدیفتی برای خواهرزادههایم میفرستم.
my nephews
نوه های من
nephews and nieces
نوه ها و خواهرزاده ها
nephews' birthdays
تولدهای خواهرزاده ها
visit my nephews
از خواهرزاده های من دیدن کنید
nephews' games
بازی های خواهرزاده ها
nephews' toys
اسباب بازی های خواهرزاده ها
my favorite nephews
خواهرزاده های مورد علاقه من
nephews' school
مدرسه خواهرزاده ها
nephews' friends
دوستان خواهرزاده ها
nephews' visit
دیدن خواهرزاده ها
i have two nephews who love to play soccer.
من دو خواهرزاده دارم که عاشق بازی فوتبال هستند.
my nephews always visit during the summer holidays.
خواهرزادههای من همیشه در تعطیلات تابستانی دید و بازدید میکنند.
she bought gifts for her nephews on their birthday.
او هدیفتی برای خواهرزادههایش در روز تولدشان خرید.
my nephews are learning to ride their bikes.
خواهرزادههای من در حال یادگیری دوچرخه سواری هستند.
we took our nephews to the amusement park last weekend.
ما آخر هفته گذشته خواهرزادههایمان را به شهربازی بردیم.
my sister often asks me to babysit her nephews.
خواهر من اغلب از من میخواهد که از خواهرزادههایش مراقتی کنم.
my nephews are excited about the upcoming family reunion.
خواهرزادههای من برای دیدار خانوادگی آینده هیجانزده هستند.
he teaches his nephews how to cook simple meals.
او به خواهرزادههایش آموزش میدهد که چگونه غذاهای ساده بپزند.
my nephews enjoy watching cartoons on saturday mornings.
خواهرزادههای من از تماشای کارتون در روزهای شنبه صبح لذت میبرند.
every christmas, i send presents to my nephews.
در هر کریسمس، هدیفتی برای خواهرزادههایم میفرستم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید