| جمع | neurotics |
neurotic behavior
رفتار وسواسی
neurotic tendencies
گرایشهای وسواسی
a neurotic disorder; neurotic symptoms.
اختلالات عصبی؛ علائم عصبی
Nothing is more distracting than a neurotic boss.
هیچ چیز به اندازه یک رئیس عصبی حواس پرتی ندارد.
a borderline state showing the characteristics of both neurotic and psychotic reactions.
یک وضعیت مرزی که نشان دهنده ویژگی های همزمان واکنش های عصبی و روان پریشی است.
her portrayal of his neurotic wife falls just on the right side of caricature.
تصویرسازی او از همسر عصبیاش درست در سمت راست اغراق قرار دارد.
students with introversion and extroversion or light neurotic personality charactenstics are much more active than those with psychoneurosis on athletic participation.
دانشجویانی که دارای ویژگیهای درونگرایی و برونگرایی یا ویژگیهای شخصیتی عصبی خفیف هستند، در مقایسه با کسانی که دارای رواننژادی هستند، در فعالیتهای ورزشی بسیار فعالتر هستند.
They were taught to pity the neurotic, unfeminine, unhappy women who wanted to be poets or physicists or presidents.
به آنها آموزش داده شد که زنان عصبی، غیر زنانه و ناراضی که میخواستند شاعر، فیزیکدان یا رئیسجمهور باشند را دریابند.
Five, toy type cat cat:Main use is demonstration, arrestive, rightness light fondle it of stranger with keep it of the host be similar friendly, neurotic and easy frightened.
پنج، گربه اسباب بازی: استفاده اصلی برای نمایش، بازداشتی، نور درست، نوازش آن از غریبه با نگه داشتن آن از میزبان باشد، مشابه دوستانه، عصبی و به راحتی ترسیده.
neurotic behavior
رفتار وسواسی
neurotic tendencies
گرایشهای وسواسی
a neurotic disorder; neurotic symptoms.
اختلالات عصبی؛ علائم عصبی
Nothing is more distracting than a neurotic boss.
هیچ چیز به اندازه یک رئیس عصبی حواس پرتی ندارد.
a borderline state showing the characteristics of both neurotic and psychotic reactions.
یک وضعیت مرزی که نشان دهنده ویژگی های همزمان واکنش های عصبی و روان پریشی است.
her portrayal of his neurotic wife falls just on the right side of caricature.
تصویرسازی او از همسر عصبیاش درست در سمت راست اغراق قرار دارد.
students with introversion and extroversion or light neurotic personality charactenstics are much more active than those with psychoneurosis on athletic participation.
دانشجویانی که دارای ویژگیهای درونگرایی و برونگرایی یا ویژگیهای شخصیتی عصبی خفیف هستند، در مقایسه با کسانی که دارای رواننژادی هستند، در فعالیتهای ورزشی بسیار فعالتر هستند.
They were taught to pity the neurotic, unfeminine, unhappy women who wanted to be poets or physicists or presidents.
به آنها آموزش داده شد که زنان عصبی، غیر زنانه و ناراضی که میخواستند شاعر، فیزیکدان یا رئیسجمهور باشند را دریابند.
Five, toy type cat cat:Main use is demonstration, arrestive, rightness light fondle it of stranger with keep it of the host be similar friendly, neurotic and easy frightened.
پنج، گربه اسباب بازی: استفاده اصلی برای نمایش، بازداشتی، نور درست، نوازش آن از غریبه با نگه داشتن آن از میزبان باشد، مشابه دوستانه، عصبی و به راحتی ترسیده.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید