neurotoxic

[ایالات متحده]/ˌnjʊə.rəʊˈtɒk.sɪk/
[بریتانیا]/ˌnʊr.oʊˈtɑk.sɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سمی برای بافت عصبی؛ باعث آسیب به اعصاب

عبارات و ترکیب‌ها

neurotoxic effects

اثرات عصبی‌سمی

neurotoxic substances

مواد عصبی‌سمی

neurotoxic agents

عوامل عصبی‌سمی

neurotoxic exposure

قرار گرفتن در معرض مواد عصبی‌سمی

neurotoxic compounds

ترکیبات عصبی‌سمی

neurotoxic response

واکنش عصبی‌سمی

neurotoxic properties

ویژگی‌های عصبی‌سمی

neurotoxic risk

خطر عصبی‌سمی

neurotoxic impact

اثرات مخرب عصبی‌سمی

neurotoxic lesions

ضایعات عصبی‌سمی

جملات نمونه

some pesticides are neurotoxic to insects.

برخی از حشره‌کش‌ها برای حشرات عصبی‌توکسیک هستند.

exposure to neurotoxic substances can lead to serious health issues.

قرار گرفتن در معرض مواد عصبی‌توکسیک می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

neurotoxic effects can impair cognitive function.

اثرات عصبی‌توکسیک می‌تواند عملکرد شناختی را مختل کند.

research is ongoing to understand neurotoxic agents.

تحقیقات برای درک عوامل عصبی‌توکسیک ادامه دارد.

some heavy metals are known to be neurotoxic.

برخی از فلزات سنگین به عنوان عصبی‌توکسیک شناخته شده‌اند.

neurotoxic chemicals can affect the nervous system.

مواد شیمیایی عصبی‌توکسیک می‌توانند بر سیستم عصبی تأثیر بگذارند.

children are particularly vulnerable to neurotoxic exposure.

کودکان به طور خاص در برابر قرار گرفتن در معرض عصبی‌توکسیک آسیب‌پذیر هستند.

long-term exposure to neurotoxic agents can cause neurological disorders.

قرار گرفتن طولانی مدت در معرض عوامل عصبی‌توکسیک می‌تواند باعث اختلالات عصبی شود.

neurotoxic effects can vary depending on the dose.

اثرات عصبی‌توکسیک می‌تواند بسته به دوز متفاوت باشد.

identifying neurotoxic compounds is crucial for public health.

شناسایی ترکیبات عصبی‌توکسیک برای سلامت عمومی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید