neuter

[ایالات متحده]/'njuːtə/
[بریتانیا]/'nutɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جانور بی‌جنس
adj. خنثی
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریneutering
جمعneuters
زمان گذشتهneutered
شکل سوم شخص مفردneuters
قسمت سوم فعلneutered

عبارات و ترکیب‌ها

neuter gender

جنسیت خنثی

neuter pronoun

ضمیر خنثی

جملات نمونه

it is a neuter word in Greek.

این یک کلمه خنثی در زبان یونانی است.

the neuter caste in social insects.

کاست خنثی در حشرات اجتماعی

disarmament negotiations that will neuter their military power.

مذاکرات خلع سلاح که قدرت نظامی آنها را بی‌اثر می‌کند.

They had the animal neutered some seven years back.

آنها حدود هفت سال پیش حیوان را خنثی کردند.

a point of view that does not neuter itself with a“nevertheless” or “but”

نقطه نظری که خود را با "با این حال" یا "اما" خنثی نمی کند.

The “old things” – neuter plural things – an expression of the “unredeemed world,” existing in sin and misery.

"چیزهای قدیمی" - چیزهای خنثی جمع - بیان "جهان فدا نشده"، موجود در گناه و بدبختی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید