newcomers

[ایالات متحده]/ˈnjuːˌkʌməz/
[بریتانیا]/ˈnuˌkʌmɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به تازگی به یک مکان رسیده‌اند؛ مبتدیان یا نوآموزان در یک زمینه خاص

عبارات و ترکیب‌ها

newcomers welcome

به استقبال تازه‌واردان

newcomers orientation

معرفی برای تازه‌واردان

newcomers support

حمایت از تازه‌واردان

newcomers program

برنامه برای تازه‌واردان

newcomers event

رویداد برای تازه‌واردان

newcomers guide

راهنمای تازه‌واردان

newcomers community

جامعه تازه‌واردان

newcomers meeting

جلسه برای تازه‌واردان

newcomers introduction

معرفی تازه‌واردان

newcomers resources

منابع برای تازه‌واردان

جملات نمونه

newcomers often face challenges in adjusting to a new environment.

ورودکنندگان اغلب با چالش‌هایی در سازگاری با محیط جدید روبرو هستند.

it is important to welcome newcomers to the community.

مهم است که ورودکنندگان را به جامعه خوش آمد گفت.

newcomers should be given proper orientation.

باید به ورودکنندگان یک معرفی مناسب ارائه شود.

mentorship programs can help newcomers integrate smoothly.

برنامه‌های مربی‌گری می‌توانند به ورودکنندگان در ادغام روان کمک کنند.

newcomers often bring fresh ideas to the team.

ورودکنندگان اغلب ایده‌های جدیدی را به تیم می‌آورند.

it's beneficial for newcomers to network with others.

شبکه‌سازی با دیگران برای ورودکنندگان مفید است.

newcomers may feel overwhelmed during their first week.

ورودکنندگان ممکن است در هفته اول خود احساس غرق شدن کنند.

training sessions are crucial for newcomers.

جلسات آموزشی برای ورودکنندگان بسیار مهم هستند.

newcomers should be encouraged to ask questions.

باید ورودکنندگان را تشویق به پرسیدن سؤال کرد.

many newcomers find it hard to make friends at first.

بسیاری از ورودکنندگان در ابتدا دوست پیدا کردن را دشوار می‌دانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید