veterans

[ایالات متحده]/ˈvɛtərənz/
[بریتانیا]/ˈvɛtərənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد با تجربه، به ویژه اعضای سابق نیروهای مسلح؛ شکل جمع کهنه سرباز

عبارات و ترکیب‌ها

veterans benefits

مزایای جانبازان

veterans affairs

امور ایثارگران

veterans services

خدمات جانبازان

veterans support

حمایت از جانبازان

veterans health

سلامت جانبازان

veterans administration

اداره امور ایثارگران

veterans outreach

ارتباط با جانبازان

veterans assistance

کمک به جانبازان

veterans rights

حقوق جانبازان

veterans memorial

یادبود ایثارگران

جملات نمونه

many veterans struggle to adjust to civilian life.

بسیاری از جانبازان برای سازگاری با زندگی غیرنظامی تلاش می‌کنند.

the government provides support for veterans.

دولت از جانبازان حمایت می‌کند.

veterans often share their experiences in workshops.

جوانان اغلب تجربیات خود را در کارگاه‌ها به اشتراک می‌گذارند.

there are organizations dedicated to helping veterans.

سازمان‌هایی وجود دارند که به کمک به جانبازان اختصاص داده شده‌اند.

veterans deserve respect and recognition for their service.

جوانان شایسته احترام و قدردانی برای خدمات خود هستند.

some veterans face mental health challenges.

برخی از جانبازان با چالش‌های بهداشت روان روبرو هستند.

veterans can access educational benefits after service.

جوانان پس از خدمت می‌توانند از مزایای آموزشی بهره‌مند شوند.

many veterans participate in community service projects.

بسیاری از جانبازان در پروژه‌های خدمات اجتماعی شرکت می‌کنند.

veterans often advocate for their rights and benefits.

جوانان اغلب از حقوق و مزایای خود حمایت می‌کنند.

we should honor veterans on special occasions.

ما باید در مناسبت‌های خاص به جانبازان احترام بگذاریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید