entrants

[ایالات متحده]/ˈɛntrənts/
[بریتانیا]/ˈɛntrənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرکت کنندگان در یک مسابقه یا رویداد؛ اعضای جدید یا تازه واردها در یک حوزه

عبارات و ترکیب‌ها

new entrants

ورودی‌های جدید

market entrants

بازار ورودکنندگان

entrant fees

هزینه های ورود

entrant list

لیست ورودکنندگان

entrant requirements

الزامات ورود

entrant registration

ثبت نام ورود

entrant categories

دسته‌های ورود

entrant selection

انتخاب ورود

entrant competition

رقابت ورود

entrant statistics

آمار ورود

جملات نمونه

the competition had many entrants from various countries.

رقابت متقاضیان زیادی از کشورهای مختلف داشت.

entrants must submit their applications by the deadline.

متقاضیان باید درخواست‌های خود را تا مهلت مقرر ارسال کنند.

only the top three entrants will receive prizes.

فقط سه متقاضی برتر جوایزی دریافت خواهند کرد.

the organizers were pleased with the number of entrants this year.

سازماندهندگان از تعداد متقاضیان امسال راضی بودند.

entrants are encouraged to showcase their creativity.

از متقاضیان خواسته می‌شود خلاقیت خود را به نمایش بگذارند.

each entrant must follow the competition rules carefully.

هر متقاضی باید قوانین مسابقه را با دقت دنبال کند.

the judges will evaluate the entrants based on originality.

داوران متقاضیان را بر اساس اصالت ارزیابی خواهند کرد.

entrants who fail to meet the requirements will be disqualified.

متقاضیانی که شرایط را برآورده نکنند حذف خواهند شد.

the event attracted a record number of entrants this year.

این رویداد امسال تعداد بی‌سابقه‌ای از متقاضیان را به خود جذب کرد.

entrants are required to attend the briefing session.

از متقاضیان خواسته می‌شود در جلسه توجیهی شرکت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید