niceness

[ایالات متحده]/'naisnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نیکی؛ تصفیه؛ دقت.
Word Forms

جملات نمونه

they are merchandising ‘niceness’ to children.

آنها در حال بازاریابی «خوب بودن» به کودکان هستند.

kindness and niceness are important qualities in a person

مهربانی و خوش برخوردی صفات مهمی در یک شخص هستند

her niceness made everyone feel comfortable around her

خوش برخوردی او باعث شد همه در کنارش احساس راحتی کنند

he always speaks with niceness and respect towards others

او همیشه با خوش برخوردی و احترام با دیگران صحبت می کند

niceness can go a long way in building strong relationships

خوش برخوردی می تواند در ایجاد روابط قوی بسیار موثر باشد

showing niceness towards strangers can brighten their day

نشان دادن خوش برخوردی نسبت به غریبه ها می تواند روز آنها را بهتر کند

her niceness is genuine and not just for show

خوش برخوردی او صادقانه است و فقط برای نمایش نیست

niceness is often reciprocated by others

خوش برخوردی اغلب توسط دیگران پاسخ داده می شود

the niceness of the gesture touched everyone's hearts

خوش برخوردی این حرکت قلب همه را لمس کرد

a little niceness can make a big difference in someone's day

کمی خوش برخوردی می تواند یک تفاوت بزرگ در روز کسی ایجاد کند

niceness is contagious and can spread positivity

خوش برخوردی مسری است و می تواند مثبت گرایی را گسترش دهد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید