nice nicenesses
خوبها، خوشیها
many nicenesses
بسیاری از خوشیها
simple nicenesses
خوشیهای ساده
various nicenesses
خوشیهای متنوع
random nicenesses
خوشیهای تصادفی
small nicenesses
خوشیهای کوچک
daily nicenesses
خوشیهای روزانه
hidden nicenesses
خوشیهای پنهان
unexpected nicenesses
خوشیهای غیرمنتظره
genuine nicenesses
خوشیهای واقعی
her nicenesses made her popular among her peers.
مهربانیهای او باعث محبوبیت او در بین همسالانش شد.
we should appreciate the nicenesses in our daily lives.
ما باید قدردانی کنیم از مهربانیها در زندگی روزمره خود.
the nicenesses of the community were evident during the festival.
مهربانیهای جامعه در طول جشنواره آشکار بود.
small nicenesses can brighten someone's day.
مهربانیهای کوچک میتوانند روز کسی را روشن کنند.
her nicenesses often go unnoticed.
مهربانیهای او اغلب نادیده گرفته میشوند.
he is known for his many nicenesses towards strangers.
او به خاطر مهربانیهای فراوانش با غریبهها شناخته شده است.
we should all strive to show more nicenesses in our interactions.
ما باید همه تلاش کنیم تا در تعاملات خود بیشتر مهربانی نشان دهیم.
her nicenesses were a breath of fresh air in the office.
مهربانیهای او در دفتر یک نسیم تازه بود.
little nicenesses can create a positive environment.
مهربانیهای کوچک میتوانند یک محیط مثبت ایجاد کنند.
he often reflects on the nicenesses he has received from others.
او اغلب به مهربانیهایی که از دیگران دریافت کرده است فکر میکند.
nice nicenesses
خوبها، خوشیها
many nicenesses
بسیاری از خوشیها
simple nicenesses
خوشیهای ساده
various nicenesses
خوشیهای متنوع
random nicenesses
خوشیهای تصادفی
small nicenesses
خوشیهای کوچک
daily nicenesses
خوشیهای روزانه
hidden nicenesses
خوشیهای پنهان
unexpected nicenesses
خوشیهای غیرمنتظره
genuine nicenesses
خوشیهای واقعی
her nicenesses made her popular among her peers.
مهربانیهای او باعث محبوبیت او در بین همسالانش شد.
we should appreciate the nicenesses in our daily lives.
ما باید قدردانی کنیم از مهربانیها در زندگی روزمره خود.
the nicenesses of the community were evident during the festival.
مهربانیهای جامعه در طول جشنواره آشکار بود.
small nicenesses can brighten someone's day.
مهربانیهای کوچک میتوانند روز کسی را روشن کنند.
her nicenesses often go unnoticed.
مهربانیهای او اغلب نادیده گرفته میشوند.
he is known for his many nicenesses towards strangers.
او به خاطر مهربانیهای فراوانش با غریبهها شناخته شده است.
we should all strive to show more nicenesses in our interactions.
ما باید همه تلاش کنیم تا در تعاملات خود بیشتر مهربانی نشان دهیم.
her nicenesses were a breath of fresh air in the office.
مهربانیهای او در دفتر یک نسیم تازه بود.
little nicenesses can create a positive environment.
مهربانیهای کوچک میتوانند یک محیط مثبت ایجاد کنند.
he often reflects on the nicenesses he has received from others.
او اغلب به مهربانیهایی که از دیگران دریافت کرده است فکر میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید