nicenesses

[ایالات متحده]/ˈnaɪs.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈnaɪs.nəs.ɪz/

ترجمه

n. چیزهای زیبا; وسواس; دقت

عبارات و ترکیب‌ها

nice nicenesses

خوب‌ها، خوشی‌ها

many nicenesses

بسیاری از خوشی‌ها

simple nicenesses

خوشی‌های ساده

various nicenesses

خوشی‌های متنوع

random nicenesses

خوشی‌های تصادفی

small nicenesses

خوشی‌های کوچک

daily nicenesses

خوشی‌های روزانه

hidden nicenesses

خوشی‌های پنهان

unexpected nicenesses

خوشی‌های غیرمنتظره

genuine nicenesses

خوشی‌های واقعی

جملات نمونه

her nicenesses made her popular among her peers.

مهربانی‌های او باعث محبوبیت او در بین همسالانش شد.

we should appreciate the nicenesses in our daily lives.

ما باید قدردانی کنیم از مهربانی‌ها در زندگی روزمره خود.

the nicenesses of the community were evident during the festival.

مهربانی‌های جامعه در طول جشنواره آشکار بود.

small nicenesses can brighten someone's day.

مهربانی‌های کوچک می‌توانند روز کسی را روشن کنند.

her nicenesses often go unnoticed.

مهربانی‌های او اغلب نادیده گرفته می‌شوند.

he is known for his many nicenesses towards strangers.

او به خاطر مهربانی‌های فراوانش با غریبه‌ها شناخته شده است.

we should all strive to show more nicenesses in our interactions.

ما باید همه تلاش کنیم تا در تعاملات خود بیشتر مهربانی نشان دهیم.

her nicenesses were a breath of fresh air in the office.

مهربانی‌های او در دفتر یک نسیم تازه بود.

little nicenesses can create a positive environment.

مهربانی‌های کوچک می‌توانند یک محیط مثبت ایجاد کنند.

he often reflects on the nicenesses he has received from others.

او اغلب به مهربانی‌هایی که از دیگران دریافت کرده است فکر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید