nictitation

[ایالات متحده]/nɪk.tɪˈteɪ.ʃən/
[بریتانیا]/nɪk.tɪˈteɪ.ʃən/

ترجمه

n. پریدن چشم؛ عمل بستن و باز کردن چشم (عبارت پزشکی)
شکل‌های واژه

جملات نمونه

a sudden nictitation caught my attention across the room.

یک نیکتیتیشن ناگهانی از طرف خودم در اتاق توجه من را جلب کرد.

the nictitation was so brief i almost missed it.

نیکتیتیشن به چنان حدی کوتاه بود که تقریباً آن را از دست دادم.

she responded with a subtle nictitation and a smile.

او با یک نیکتیتیشن ظریف و لبخند پاسخ داد.

his nervous nictitation betrayed his true feelings.

نیکتیتیشن ناراحتان او احساس واقعی او را فاش کرد.

the nictitation seemed like a secret signal between them.

نیکتیتیشن به نظر می‌رسید یک سیگنال مخفی بین آن‌ها است.

i noticed her constant nictitation throughout the conversation.

من در طول گفتگو به نیکتیتیشن مداوم او توجه کردم.

the magician's nictitation was part of his performance.

نیکتیتیشن جادوگر بخشی از نمایش او بود.

a playful nictitation passed between the siblings.

یک نیکتیتیشن بازیگوش بین خواهر و برادر عبور کرد.

the nictitation was imperceptible to others in the room.

نیکتیتیشن برای دیگران در اتاق غیرقابل تشخیص بود.

his habitual nictitation made him appear shifty.

نیکتیتیشن معمول او باعث شد که به نظر برسد غیروی اما مبهم است.

the nictitation lasted only a fraction of a second.

نیکتیتیشن تنها یک کسری از ثانیه طول کشید.

she greeted me with a quick nictitation.

او با یک نیکتیتیشن سریع من را در آغوش گرفت.

the witness's nictitation suggested she was lying.

نیکتیتیشن شاهد نشان داد که او دروغ می‌گوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید