nimble-fingered

[ایالات متحده]/[ˈnɪmbl ˈfɪŋɡəd]/
[بریتانیا]/[ˈnɪmbl ˈfɪŋɡərd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ماهر در استفاده از دست‌ها، به‌ویژه در کارهای پیچیده؛ سریع و چرب‌دست در handling اشیاء؛ چابک و ماهر، به‌ویژه در وظایفی که نیاز به مهارت‌های دستی دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

nimble-fingered artisan

هنرمند چابک دست

nimble-fingered pianist

پیانیست چابک دست

being nimble-fingered

داشتن مهارت در کار با دست

nimble-fingered thief

سارق چابک دست

nimble-fingered repair

تعمیرات با مهارت دست

nimble-fingered work

کار با مهارت دست

was nimble-fingered

چابک دست بود

nimble-fingered hands

دست‌های چابک

extremely nimble-fingered

بسیار چابک دست

nimble-fingered craft

هنر و صنعت چابک دست

جملات نمونه

the nimble-fingered pianist effortlessly played a complex concerto.

پیانیست چابک انگشتی به راحتی یک کنسرت پیچیده را اجرا کرد.

she was a nimble-fingered seamstress, known for her intricate embroidery.

او یک خیاط چابک انگشتی بود که به خاطر گلدوزی های پیچیده اش شناخته شده بود.

a nimble-fingered thief managed to pickpocket the tourist in the crowd.

یک دزد چابک انگشتی توانست جیب توریست را در میان جمعیت خالی کند.

he's a nimble-fingered watchmaker, repairing antique timepieces with precision.

او یک ساعت ساز چابک انگشتی است که با دقت ساعت های قدیمی را تعمیر می کند.

the nimble-fingered hacker bypassed the security system with ease.

هکر چابک انگشتی به راحتی سیستم امنیتی را دور زد.

her nimble-fingered hands quickly assembled the delicate model airplane.

دست های چابک انگشتی او به سرعت هواپیمای مدل ظریف را مونتاژ کردند.

the nimble-fingered artist created stunning jewelry from recycled materials.

هنرمند چابک انگشتی جواهرات خیره کننده ای از مواد بازیافتی ساخت.

he demonstrated his nimble-fingered skills by disarming the complex lock.

او مهارت های چابک انگشتی خود را با خلع سلاح قفل پیچیده نشان داد.

the nimble-fingered chef prepared a delicious meal with impressive speed.

سرآشپز چابک انگشتی یک وعده غذایی خوشمزه را با سرعت چشمگیری تهیه کرد.

she’s a nimble-fingered crafter, creating beautiful pottery and sculptures.

او یک صنعتگر چابک انگشتی است که گلدان و مجسمه های زیبا می سازد.

the nimble-fingered magician performed incredible card tricks for the audience.

یک شعبده باز چابک انگشتی شعبده های کارت های فوق العاده ای برای تماشاچیان اجرا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید