noblemen

[ایالات متحده]/ˈnəʊblmən/
[بریتانیا]/ˈnoʊblmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضای اشرافیت

عبارات و ترکیب‌ها

noblemen and women

رجال و زنان اشراف

noblemen's rights

حقوق اشراف

noblemen's council

شورای اشراف

noblemen's titles

عنوان‌های اشراف

noblemen in court

اشراف در دادگاه

noblemen's estate

املاک اشراف

noblemen's lineage

تبار اشراف

noblemen's privileges

مزایای اشراف

noblemen's wealth

ثروت اشراف

noblemen's honor

افتخار اشراف

جملات نمونه

the noblemen gathered for a grand feast.

اشراف برای یک جشن بزرگ گرد هم آمدند.

many noblemen owned vast estates in the countryside.

بسیاری از اشراف املاک وسیعی را در روستاها داشتند.

noblemen often held significant power in the government.

اشراف اغلب قدرت قابل توجهی در دولت داشتند.

the noblemen's loyalty was crucial during the war.

وفاداری اشراف در طول جنگ بسیار مهم بود.

some noblemen were known for their charitable contributions.

برخی از اشراف به دلیل کمک های خیریه خود مشهور بودند.

in medieval times, noblemen often participated in tournaments.

در قرون وسطی، اشراف اغلب در مسابقات شرکت می کردند.

noblemen were expected to uphold high moral standards.

از اشراف انتظار می رفت که از استانداردهای اخلاقی بالایی حمایت کنند.

the noblemen's attire was often elaborate and extravagant.

لباس اشراف اغلب پیچیده و مجلل بود.

many noblemen formed alliances through marriage.

بسیاری از اشراف از طریق ازدواج اتحاد برقرار کردند.

some noblemen were patrons of the arts and culture.

برخی از اشراف حامی هنر و فرهنگ بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید