nomadism

[ایالات متحده]/ˈnəʊ.mə.dɪ.zəm/
[بریتانیا]/ˈnoʊ.məˌdɪ.zəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیوه‌ای از زندگی که با جابجایی از مکانی به مکان دیگر بدون داشتن خانه‌ای دائمی مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

modern nomadism

گردشگری مدرن

digital nomadism

گردشگری دیجیتال

traditional nomadism

گردشگری سنتی

seasonal nomadism

گردشگری فصلی

urban nomadism

گردشگری شهری

nomadism lifestyle

سبک زندگی گردشی

nomadism culture

فرهنگ گردشی

nomadism theory

نظریه گردشی

nomadism practices

روش های گردشی

nomadism movement

جنبش گردشی

جملات نمونه

nomadism is a lifestyle that many people find appealing.

تبعیدگرایی یک سبک زندگی است که بسیاری از مردم آن را جذاب می دانند.

in modern society, nomadism has become more popular.

در جوامع مدرن، تبعیدگرایی محبوب تر شده است.

many cultures have a history of nomadism.

فرهنگ های زیادی سابقه ای از تبعیدگرایی دارند.

nomadism allows for a unique connection with nature.

تبعیدگرایی این امکان را فراهم می کند که ارتباطی منحصر به فرد با طبیعت داشته باشید.

some people choose nomadism for its freedom and flexibility.

برخی افراد تبعیدگرایی را به دلیل آزادی و انعطاف پذیری آن انتخاب می کنند.

nomadism can be challenging but rewarding.

تبعیدگرایی می تواند چالش برانگیز اما پاداش دهنده باشد.

digital nomadism has emerged with the rise of remote work.

تبعیدگرایی دیجیتال با افزایش کار از راه دور ظهور کرده است.

nomadism often involves moving from one place to another.

تبعیدگرایی اغلب شامل جابجایی از یک مکان به مکان دیگر است.

nomadism can influence social structures and relationships.

تبعیدگرایی می تواند بر ساختارهای اجتماعی و روابط تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید