non-aligned movement
حرکت غیرتعلیقی
non-aligned countries
کشورهای غیرتعلیقی
being non-aligned
بودن غیرتعلیقی
non-aligned stance
وضعیت غیرتعلیقی
non-aligned policy
سیاست غیرتعلیقی
remained non-aligned
در وضعیت غیرتعلیقی باقی ماند
non-aligned bloc
گروه غیرتعلیقی
initially non-aligned
در ابتدا غیرتعلیقی بود
acted non-aligned
به صورت غیرتعلیقی عمل کرد
the political parties formed a non-aligned front to challenge the ruling party.
گروههای سیاسی یک جبهه غیرمتعهد را تشکیل دادند تا حزب حاکم را چالش بگیرند.
our research showed a non-aligned approach was best for this project.
پژوهشهای ما نشان داد که رویکرد غیرمتعهد برای این پروژه بهترین گزینه است.
the countries remained non-aligned during the cold war, seeking neutrality.
کشورها در دوران جنگ سرد بهطور کلی غیرمتعهد ماندند و خنثی بودن را دنبال میکردند.
the data points were scattered and non-aligned, making analysis difficult.
نقطههای دادهها پراکنده و غیرمتعهد بودند که تحلیل را دشوار میکرد.
the teeth were slightly non-aligned, requiring orthodontic treatment.
دندانها کمی غیرمتعهد بودند که درمان ارتودنسی را نیازمند میکرد.
the company adopted a non-aligned strategy to avoid market dominance.
شرکت یک استراتژی غیرمتعهد را انتخاب کرد تا از حاکمیت در بازار جلوگیری کند.
the historical accounts were non-aligned, presenting conflicting narratives.
روایتهای تاریخی غیرمتعهد بودند و داستانهای متعارض ارائه میدادند.
the laser beams were non-aligned, resulting in a weak signal.
نور لیزر غیرمتعهد بود که باعث ایجاد سیگنال ضعیف شد.
the building's facade was intentionally non-aligned for a unique aesthetic.
پیشدیوار ساختمان بهطور قصدمی غیرمتعهد بود تا یک زیبایی منحصر به فرد ایجاد شود.
the team's goals were non-aligned with the company's overall vision.
اهداف تیم با دیدگاه کلی شرکت غیرمتعهد بود.
the gears were non-aligned, causing the machine to malfunction.
چرخدندهها غیرمتعهد بودند که باعث خرابی ماشین شد.
non-aligned movement
حرکت غیرتعلیقی
non-aligned countries
کشورهای غیرتعلیقی
being non-aligned
بودن غیرتعلیقی
non-aligned stance
وضعیت غیرتعلیقی
non-aligned policy
سیاست غیرتعلیقی
remained non-aligned
در وضعیت غیرتعلیقی باقی ماند
non-aligned bloc
گروه غیرتعلیقی
initially non-aligned
در ابتدا غیرتعلیقی بود
acted non-aligned
به صورت غیرتعلیقی عمل کرد
the political parties formed a non-aligned front to challenge the ruling party.
گروههای سیاسی یک جبهه غیرمتعهد را تشکیل دادند تا حزب حاکم را چالش بگیرند.
our research showed a non-aligned approach was best for this project.
پژوهشهای ما نشان داد که رویکرد غیرمتعهد برای این پروژه بهترین گزینه است.
the countries remained non-aligned during the cold war, seeking neutrality.
کشورها در دوران جنگ سرد بهطور کلی غیرمتعهد ماندند و خنثی بودن را دنبال میکردند.
the data points were scattered and non-aligned, making analysis difficult.
نقطههای دادهها پراکنده و غیرمتعهد بودند که تحلیل را دشوار میکرد.
the teeth were slightly non-aligned, requiring orthodontic treatment.
دندانها کمی غیرمتعهد بودند که درمان ارتودنسی را نیازمند میکرد.
the company adopted a non-aligned strategy to avoid market dominance.
شرکت یک استراتژی غیرمتعهد را انتخاب کرد تا از حاکمیت در بازار جلوگیری کند.
the historical accounts were non-aligned, presenting conflicting narratives.
روایتهای تاریخی غیرمتعهد بودند و داستانهای متعارض ارائه میدادند.
the laser beams were non-aligned, resulting in a weak signal.
نور لیزر غیرمتعهد بود که باعث ایجاد سیگنال ضعیف شد.
the building's facade was intentionally non-aligned for a unique aesthetic.
پیشدیوار ساختمان بهطور قصدمی غیرمتعهد بود تا یک زیبایی منحصر به فرد ایجاد شود.
the team's goals were non-aligned with the company's overall vision.
اهداف تیم با دیدگاه کلی شرکت غیرمتعهد بود.
the gears were non-aligned, causing the machine to malfunction.
چرخدندهها غیرمتعهد بودند که باعث خرابی ماشین شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید