non-fishlike appearance
ظاهر غیر ماهیمانند
a non-fishlike form
یک شکل غیر ماهیمانند
non-fishlike behavior
رفتار غیر ماهیمانند
seemed non-fishlike
به نظر میرسد غیر ماهیمانند باشد
highly non-fishlike
بسیار غیر ماهیمانند
non-fishlike features
ویژگیهای غیر ماهیمانند
displaying non-fishlike traits
نمایش ویژگیهای غیر ماهیمانند
its non-fishlike nature
طبیعت غیر ماهیمانند آن
remarkably non-fishlike
به طور قابل توجهی غیر ماهیمانند
was non-fishlike
غیر ماهیمانند بود
the creature's body was surprisingly non-fishlike, resembling a long, segmented worm.
بدن این موجود به طور شگفتآوری شبیه یک مگس طولانی و گوشتهای مجزا بود.
despite living in the ocean, the eel's appearance was distinctly non-fishlike.
در حالی که در اقیانوس زندگی میکرد، ظاهر ماهیگوشتی به طور متمایزی غیرمانند ماهی بود.
the artist chose to depict the alien with a non-fishlike form to emphasize its otherworldliness.
هنرمند تصمیم گرفت این موجود فضایی را با یک شکل غیرمانند ماهی نشان دهد تا ویژگیهای دیگرجهانی آن را تاکید کند.
the fossil revealed a non-fishlike vertebrate, challenging existing evolutionary theories.
fosil یک موجود غضروغی غیرمانند ماهی را نشان داد که نظریات تکاملی موجود را به چالش کشید.
the child described the sea monster as having a non-fishlike head and sharp claws.
کودک سر این موجود دریایی را به عنوان غیرمانند ماهی و دستهای تیز توصیف کرد.
the evolutionary path led to a non-fishlike morphology in the newly discovered species.
مسیر تکامل به یک مورفولوژی غیرمانند ماهی در گونهای جدید منجر شد.
the scientist noted the organism's non-fishlike features in their research paper.
دانشمند ویژگیهای غیرمانند ماهی این سازه را در مقاله تحقیقاتی خود ذکر کرد.
the design brief called for a non-fishlike mascot for the aquarium's new campaign.
خلاصه طراحی برای یک نماد غیرمانند ماهی برای حمله جدید اکواریوم درخواست داد.
the genetic analysis indicated a non-fishlike ancestry for the amphibian.
تحلیل ژنتیکی نشان داد که این دوسردستزیستی از نسل غیرمانند ماهی است.
the sculptor aimed for a non-fishlike representation of the mythical sea creature.
نگارگر به دنبال نمایشی غیرمانند ماهی از این موجود دریایی افسانهای بود.
the evolutionary biologist studied the non-fishlike characteristics of early tetrapods.
بیولوژیست تکاملی ویژگیهای غیرمانند ماهی اولیه چهارپایهها را مورد مطالعه قرار داد.
non-fishlike appearance
ظاهر غیر ماهیمانند
a non-fishlike form
یک شکل غیر ماهیمانند
non-fishlike behavior
رفتار غیر ماهیمانند
seemed non-fishlike
به نظر میرسد غیر ماهیمانند باشد
highly non-fishlike
بسیار غیر ماهیمانند
non-fishlike features
ویژگیهای غیر ماهیمانند
displaying non-fishlike traits
نمایش ویژگیهای غیر ماهیمانند
its non-fishlike nature
طبیعت غیر ماهیمانند آن
remarkably non-fishlike
به طور قابل توجهی غیر ماهیمانند
was non-fishlike
غیر ماهیمانند بود
the creature's body was surprisingly non-fishlike, resembling a long, segmented worm.
بدن این موجود به طور شگفتآوری شبیه یک مگس طولانی و گوشتهای مجزا بود.
despite living in the ocean, the eel's appearance was distinctly non-fishlike.
در حالی که در اقیانوس زندگی میکرد، ظاهر ماهیگوشتی به طور متمایزی غیرمانند ماهی بود.
the artist chose to depict the alien with a non-fishlike form to emphasize its otherworldliness.
هنرمند تصمیم گرفت این موجود فضایی را با یک شکل غیرمانند ماهی نشان دهد تا ویژگیهای دیگرجهانی آن را تاکید کند.
the fossil revealed a non-fishlike vertebrate, challenging existing evolutionary theories.
fosil یک موجود غضروغی غیرمانند ماهی را نشان داد که نظریات تکاملی موجود را به چالش کشید.
the child described the sea monster as having a non-fishlike head and sharp claws.
کودک سر این موجود دریایی را به عنوان غیرمانند ماهی و دستهای تیز توصیف کرد.
the evolutionary path led to a non-fishlike morphology in the newly discovered species.
مسیر تکامل به یک مورفولوژی غیرمانند ماهی در گونهای جدید منجر شد.
the scientist noted the organism's non-fishlike features in their research paper.
دانشمند ویژگیهای غیرمانند ماهی این سازه را در مقاله تحقیقاتی خود ذکر کرد.
the design brief called for a non-fishlike mascot for the aquarium's new campaign.
خلاصه طراحی برای یک نماد غیرمانند ماهی برای حمله جدید اکواریوم درخواست داد.
the genetic analysis indicated a non-fishlike ancestry for the amphibian.
تحلیل ژنتیکی نشان داد که این دوسردستزیستی از نسل غیرمانند ماهی است.
the sculptor aimed for a non-fishlike representation of the mythical sea creature.
نگارگر به دنبال نمایشی غیرمانند ماهی از این موجود دریایی افسانهای بود.
the evolutionary biologist studied the non-fishlike characteristics of early tetrapods.
بیولوژیست تکاملی ویژگیهای غیرمانند ماهی اولیه چهارپایهها را مورد مطالعه قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید