non-fishlike

[ایالات متحده]/[ˈnɒnˌfɪʃˌlaɪk]/
[بریتانیا]/[ˈnɒnˌfɪʃˌlaɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه ماهی تنها به صورت ظاهری است؛ ویژگی‌های معمول ماهی را ندارد.؛ شبیه ماهی نیست؛ کیفیت‌های ماهی‌مانند را ندارد.

عبارات و ترکیب‌ها

non-fishlike appearance

ظاهر غیر ماهی‌مانند

a non-fishlike form

یک شکل غیر ماهی‌مانند

non-fishlike behavior

رفتار غیر ماهی‌مانند

seemed non-fishlike

به نظر می‌رسد غیر ماهی‌مانند باشد

highly non-fishlike

بسیار غیر ماهی‌مانند

non-fishlike features

ویژگی‌های غیر ماهی‌مانند

displaying non-fishlike traits

نمایش ویژگی‌های غیر ماهی‌مانند

its non-fishlike nature

طبیعت غیر ماهی‌مانند آن

remarkably non-fishlike

به طور قابل توجهی غیر ماهی‌مانند

was non-fishlike

غیر ماهی‌مانند بود

جملات نمونه

the creature's body was surprisingly non-fishlike, resembling a long, segmented worm.

بدن این موجود به طور شگفت‌آوری شبیه یک مگس طولانی و گوشت‌های مجزا بود.

despite living in the ocean, the eel's appearance was distinctly non-fishlike.

در حالی که در اقیانوس زندگی می‌کرد، ظاهر ماهی‌گوشتی به طور متمایزی غیرمانند ماهی بود.

the artist chose to depict the alien with a non-fishlike form to emphasize its otherworldliness.

هنرمند تصمیم گرفت این موجود فضایی را با یک شکل غیرمانند ماهی نشان دهد تا ویژگی‌های دیگرجهانی آن را تاکید کند.

the fossil revealed a non-fishlike vertebrate, challenging existing evolutionary theories.

fosil یک موجود غضروغی غیرمانند ماهی را نشان داد که نظریات تکاملی موجود را به چالش کشید.

the child described the sea monster as having a non-fishlike head and sharp claws.

کودک سر این موجود دریایی را به عنوان غیرمانند ماهی و دست‌های تیز توصیف کرد.

the evolutionary path led to a non-fishlike morphology in the newly discovered species.

مسیر تکامل به یک مورفولوژی غیرمانند ماهی در گونه‌ای جدید منجر شد.

the scientist noted the organism's non-fishlike features in their research paper.

دانشمند ویژگی‌های غیرمانند ماهی این سازه را در مقاله تحقیقاتی خود ذکر کرد.

the design brief called for a non-fishlike mascot for the aquarium's new campaign.

خلاصه طراحی برای یک نماد غیرمانند ماهی برای حمله جدید اکواریوم درخواست داد.

the genetic analysis indicated a non-fishlike ancestry for the amphibian.

تحلیل ژنتیکی نشان داد که این دوسردست‌زیستی از نسل غیرمانند ماهی است.

the sculptor aimed for a non-fishlike representation of the mythical sea creature.

نگارگر به دنبال نمایشی غیرمانند ماهی از این موجود دریایی افسانه‌ای بود.

the evolutionary biologist studied the non-fishlike characteristics of early tetrapods.

بیولوژیست تکاملی ویژگی‌های غیرمانند ماهی اولیه چهارپایه‌ها را مورد مطالعه قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید