unfishlike

[ایالات متحده]/[ʌnˈfɪʃˌlaɪk]/
[بریتانیا]/[ʌnˈfɪʃˌlaɪk]/

ترجمه

adj. به یک ماهی شبیه نبودن؛ در ظاهر یا رفتار مانند ماهی نبودن؛ بدون ویژگی‌های یک ماهی.

عبارات و ترکیب‌ها

unfishlike behavior

رفتار غیر ماهی‌مانند

an unfishlike appearance

پояش غیر ماهی‌مانند

acting unfishlike

رفتار غیر ماهی‌مانند

seemed unfishlike

به نظر می‌رسد غیر ماهی‌مانند

unfishlike movements

حرکات غیر ماهی‌مانند

quite unfishlike

خیلی غیر ماهی‌مانند

found unfishlike

غیر ماهی‌مانند یافت شد

unfishlike swim

نوع غیر ماهی‌مانند شنا

was unfishlike

غیر ماهی‌مانند بود

totally unfishlike

کاملاً غیر ماهی‌مانند

جملات نمونه

the creature's movements were decidedly unfishlike, more like a clumsy bird.

حرکات این موجود به طور قطع غیر ماهی‌مانند بود، بیشتر شبیه به یک پرندۀ خشک‌خور.

his attempt at mimicking a fish was utterly unfishlike and rather embarrassing.

تلاش او برای شبیه‌سازی یک ماهی کاملاً غیر ماهی‌مانند و نسبتاً خجالت‌آور بود.

despite living near the ocean, her behavior remained stubbornly unfishlike.

هر چند که در نزدیکی اقیانوس زیست، رفتار او هنوز هم به طور یکنواختی غیر ماهی‌مانند ماند.

the robot's swimming style was surprisingly unfishlike, jerky and inefficient.

سبک شنا کردن ربات به طور شگفت‌آوری غیر ماهی‌مانند بود، ناپایدار و غیر کارآزموده.

the artist sought to portray an unfishlike quality in the sculpture, a sense of otherness.

هنرمند سعی داشت کیفیتی غیر ماهی‌مانند در این اسکلت نمایش دهد، یک حس دیگری.

the dancer’s movements, while graceful, were distinctly unfishlike in their fluidity.

حرکات رقصنده، در حالی که زیبایی داشت، به طور متمایزی غیر ماهی‌مانند در فلکت خود بود.

the child’s imaginary sea monster had an unfishlike appearance, with feathery wings.

پرندۀ دریایی خیالی کودک دارای ظاهری غیر ماهی‌مانند بود، با بال‌های پرندۀ نرم.

the simulation produced an unfishlike predator, defying all known marine biology.

این شبیه‌سازی یک شکارچه غیر ماهی‌مانند تولید کرد، که تمام زیست‌شناسی دریایی شناخته شده را تکذیب می‌کرد.

the alien’s gait was unsettlingly unfishlike, a strange, land-bound shuffle.

گام این خارج‌زمینی به طور نامطمئنی غیر ماهی‌مانند بود، یک حرکت غیرواضح و پایدار به زمین محدود.

the character's personality was unfishlike; he was loud and boisterous, not calm and silent.

شخصیت این شخصیت غیر ماهی‌مانند بود؛ او سر فریاد می‌زد و پر انرژی بود، نه آرام و ساکت.

the design brief called for an unfishlike aesthetic, something completely novel.

خلاصه طراحی برای یک زیبایی غیر ماهی‌مانند فراهم کرد، چیزی کاملاً جدید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید