non-food items
اقلام غیر غذایی
non-food products
محصولات غیر غذایی
buying non-food
خرید اقلام غیر غذایی
non-food area
فضای غیر غذایی
non-food section
بخش غیر غذایی
non-food waste
ضایعات غیر غذایی
non-food consumption
مصرف اقلام غیر غذایی
non-food store
فروشگاه اقلام غیر غذایی
offering non-food
ارائه اقلام غیر غذایی
non-food packaging
بستهبندی اقلام غیر غذایی
the store sells a variety of non-food items, including clothing and electronics.
فروشگاه انواع کالاهای غیرخوراکی از جمله لباس و لوازم الکترونیکی را میفروشد.
we need to reduce non-food spending and focus on essentials.
ما باید هزینههای غیرخوراکی را کاهش دهیم و بر موارد ضروری تمرکز کنیم.
the charity drive focused on collecting non-food donations like toiletries.
کمپین خیریه بر جمعآوری کمکهای غیرخوراکی مانند لوازم بهداشتی متمرکز بود.
the warehouse is filled with non-food inventory, ready for shipment.
انبار مملو از موجودی غیرخوراکی است که آماده ارسال است.
the survey asked about spending on both food and non-food products.
نظرسنجی در مورد هزینهها برای هر دو محصول غذایی و غیرخوراکی سوال کرد.
the online retailer offers a wide range of non-food goods.
فروشنده آنلاین طیف گستردهای از کالاهای غیرخوراکی را ارائه میدهد.
the budget allocated a significant portion to non-food expenses.
بودجه بخش قابل توجهی را به هزینههای غیرخوراکی اختصاص داده است.
the store’s non-food section is located on the second floor.
بخش کالاهای غیرخوراکی فروشگاه در طبقه دوم قرار دارد.
they specialize in importing high-quality non-food merchandise.
آنها در واردات کالاهای غیرخوراکی با کیفیت بالا تخصص دارند.
the research examined consumer behavior regarding non-food purchases.
تحقیقات رفتار مصرفکننده در مورد خرید کالاهای غیرخوراکی را بررسی کرد.
the company diversified its product line to include non-food items.
شرکت خط تولید محصولات خود را برای شامل کردن اقلام غیرخوراکی متنوع کرد.
non-food items
اقلام غیر غذایی
non-food products
محصولات غیر غذایی
buying non-food
خرید اقلام غیر غذایی
non-food area
فضای غیر غذایی
non-food section
بخش غیر غذایی
non-food waste
ضایعات غیر غذایی
non-food consumption
مصرف اقلام غیر غذایی
non-food store
فروشگاه اقلام غیر غذایی
offering non-food
ارائه اقلام غیر غذایی
non-food packaging
بستهبندی اقلام غیر غذایی
the store sells a variety of non-food items, including clothing and electronics.
فروشگاه انواع کالاهای غیرخوراکی از جمله لباس و لوازم الکترونیکی را میفروشد.
we need to reduce non-food spending and focus on essentials.
ما باید هزینههای غیرخوراکی را کاهش دهیم و بر موارد ضروری تمرکز کنیم.
the charity drive focused on collecting non-food donations like toiletries.
کمپین خیریه بر جمعآوری کمکهای غیرخوراکی مانند لوازم بهداشتی متمرکز بود.
the warehouse is filled with non-food inventory, ready for shipment.
انبار مملو از موجودی غیرخوراکی است که آماده ارسال است.
the survey asked about spending on both food and non-food products.
نظرسنجی در مورد هزینهها برای هر دو محصول غذایی و غیرخوراکی سوال کرد.
the online retailer offers a wide range of non-food goods.
فروشنده آنلاین طیف گستردهای از کالاهای غیرخوراکی را ارائه میدهد.
the budget allocated a significant portion to non-food expenses.
بودجه بخش قابل توجهی را به هزینههای غیرخوراکی اختصاص داده است.
the store’s non-food section is located on the second floor.
بخش کالاهای غیرخوراکی فروشگاه در طبقه دوم قرار دارد.
they specialize in importing high-quality non-food merchandise.
آنها در واردات کالاهای غیرخوراکی با کیفیت بالا تخصص دارند.
the research examined consumer behavior regarding non-food purchases.
تحقیقات رفتار مصرفکننده در مورد خرید کالاهای غیرخوراکی را بررسی کرد.
the company diversified its product line to include non-food items.
شرکت خط تولید محصولات خود را برای شامل کردن اقلام غیرخوراکی متنوع کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید