non-maternal

[ایالات متحده]/[nɒnˈmætərəl]/
[بریتانیا]/[nɒnˈmætərəl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به مادر نیست؛ یا از ویژگی‌های مادرانه برخوردار نیست؛ فاقد ویژگی‌ها یا غریزه مادری.

عبارات و ترکیب‌ها

non-maternal instinct

غریزه غیرمادری

non-maternal role

نقش غیرمادری

non-maternal care

مراقبت غیرمادری

being non-maternal

غیرمادری بودن

non-maternally driven

الهام گرفته از غیرمادری

non-maternal figure

شخصیت غیرمادری

a non-maternal approach

یک رویکرد غیرمادری

non-maternal behavior

رفتار غیرمادری

showing non-maternal traits

نشان دادن ویژگی‌های غیرمادری

non-maternal support

حمایت غیرمادری

جملات نمونه

the study focused on non-maternal caregivers and their impact on child development.

مطالعه بر مراقبان غیرمادری و تأثیر آن‌ها بر رشد کودک متمرکز بود.

we analyzed data from both maternal and non-maternal family members.

ما داده‌ها را از هر دو عضو خانواده مادری و غیرمادری تجزیه و تحلیل کردیم.

the child received support from a network of non-maternal relatives.

کودک از یک شبکه از بستگان غیرمادری پشتیبانی دریافت کرد.

non-maternal figures often play a significant role in a child's life.

اشخاص غیرمادری اغلب نقش مهمی در زندگی کودک ایفا می‌کنند.

the research explored the experiences of non-maternal grandparents raising grandchildren.

تحقیقات، تجربیات پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های غیرمادری که نوه‌ها را بزرگ می‌کنند، مورد بررسی قرار داد.

understanding non-maternal caregiving is crucial for supporting families.

درک مراقبت‌دهی غیرمادری برای حمایت از خانواده‌ها بسیار مهم است.

the survey included questions about non-maternal involvement in childcare.

نظرسنجی شامل سوالاتی در مورد مشارکت غیرمادری در مراقبت از کودک بود.

the program provides resources for non-maternal caregivers providing support.

این برنامه منابعی را برای مراقبان غیرمادری که از آن‌ها پشتیبانی می‌کنند، فراهم می‌کند.

the impact of non-maternal figures on adolescent well-being was investigated.

تأثیر چهره‌های غیرمادری بر سلامت نوجوانان مورد بررسی قرار گرفت.

the study examined the challenges faced by non-maternal caregivers.

مطالعه چالش‌هایی را که مراقبان غیرمادری با آن‌ها روبرو هستند، بررسی کرد.

we need to acknowledge the contributions of non-maternal family members.

ما باید به نقش اعضای خانواده غیرمادری اعتراف کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید