non-protein nitrogen
نیتروژن غیرپروتئینی
non-protein components
مؤلفههای غیرپروتئینی
non-protein matter
مادههای غیرپروتئینی
assessing non-protein
ارزیابی غیرپروتئینی
non-protein content
محتوای غیرپروتئینی
containing non-protein
دارای غیرپروتئینی
non-protein source
منابع غیرپروتئینی
non-protein fraction
کسر غیرپروتئینی
measured non-protein
غیرپروتئینی اندازهگیری شده
total non-protein
کل غیرپروتئینی
the non-protein amino acids are important for bacterial cell walls.
اسیدهای آمینه غیرپروتئینی برای دیواره سلول باکتریا مهم هستند.
non-protein nitrogen sources can be utilized by certain microbes.
منابع نیتروژن غیرپروتئینی میتوانند توسط برخی میکروارگانیسمها استفاده شوند.
non-protein components contribute significantly to the overall biomass.
عناصر غیرپروتئینی به طور قابل توجهی به کل حجم زیست توده کمک میکنند.
the analysis included both protein and non-protein nitrogen content.
این تحلیل هر دو محتوای نیتروژن پروتئینی و غیرپروتئینی را شامل میشد.
non-protein carbohydrates play a role in plant cell structure.
کربوهیدراتهای غیرپروتئینی در ساختار سلول گیاهی نقش دارند.
we investigated the impact of non-protein precursors on growth.
ما تأثیر پیشمادههای غیرپروتئینی بر رشد را مورد بررسی قرار دادیم.
non-protein sugars are often found in plant cell walls.
نوعی قند غیرپروتئینی معمولاً در دیواره سلول گیاهی یافت میشود.
the study focused on non-protein components of the algae.
این مطالعه روی اجزای غیرپروتئینی الگهها متمرکز بود.
non-protein compounds can act as signaling molecules in plants.
ترکیبات غیرپروتئینی میتوانند به عنوان مولکولهای انتقال سیگنال در گیاهان عمل کنند.
the experiment measured the levels of non-protein amino acids.
این آزمایش سطح اسیدهای آمینه غیرپروتئینی را اندازهگیری کرد.
non-protein substances are crucial for certain metabolic pathways.
مادههای غیرپروتئینی برای برخی مسیرهای متابولیک ضروری هستند.
non-protein nitrogen
نیتروژن غیرپروتئینی
non-protein components
مؤلفههای غیرپروتئینی
non-protein matter
مادههای غیرپروتئینی
assessing non-protein
ارزیابی غیرپروتئینی
non-protein content
محتوای غیرپروتئینی
containing non-protein
دارای غیرپروتئینی
non-protein source
منابع غیرپروتئینی
non-protein fraction
کسر غیرپروتئینی
measured non-protein
غیرپروتئینی اندازهگیری شده
total non-protein
کل غیرپروتئینی
the non-protein amino acids are important for bacterial cell walls.
اسیدهای آمینه غیرپروتئینی برای دیواره سلول باکتریا مهم هستند.
non-protein nitrogen sources can be utilized by certain microbes.
منابع نیتروژن غیرپروتئینی میتوانند توسط برخی میکروارگانیسمها استفاده شوند.
non-protein components contribute significantly to the overall biomass.
عناصر غیرپروتئینی به طور قابل توجهی به کل حجم زیست توده کمک میکنند.
the analysis included both protein and non-protein nitrogen content.
این تحلیل هر دو محتوای نیتروژن پروتئینی و غیرپروتئینی را شامل میشد.
non-protein carbohydrates play a role in plant cell structure.
کربوهیدراتهای غیرپروتئینی در ساختار سلول گیاهی نقش دارند.
we investigated the impact of non-protein precursors on growth.
ما تأثیر پیشمادههای غیرپروتئینی بر رشد را مورد بررسی قرار دادیم.
non-protein sugars are often found in plant cell walls.
نوعی قند غیرپروتئینی معمولاً در دیواره سلول گیاهی یافت میشود.
the study focused on non-protein components of the algae.
این مطالعه روی اجزای غیرپروتئینی الگهها متمرکز بود.
non-protein compounds can act as signaling molecules in plants.
ترکیبات غیرپروتئینی میتوانند به عنوان مولکولهای انتقال سیگنال در گیاهان عمل کنند.
the experiment measured the levels of non-protein amino acids.
این آزمایش سطح اسیدهای آمینه غیرپروتئینی را اندازهگیری کرد.
non-protein substances are crucial for certain metabolic pathways.
مادههای غیرپروتئینی برای برخی مسیرهای متابولیک ضروری هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید