non-residents

[ایالات متحده]/[ˈnɒnˈrezɪdənts]/
[بریتانیا]/[ˈnɒnˈrezɪdənts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به طور دائم در یک جای خاص زندگی نمی‌کنند؛ فردی که در یک منطقه یا کشور خاصی مکان دائمی ندارد؛ کسانی که به طور منظم در یک مکان خاص سکونت نمی‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

non-resident accounts

حساب‌های غیرрезидент

non-resident rates

نرخ‌های غیرрезидент

becoming non-residents

شدن غیرрезидент

taxing non-residents

کمیسیون‌گذاری برای غیرрезидент

non-resident investors

سرمایه‌گذاران غیرрезидент

supporting non-residents

حمایت از غیرрезидент

identifying non-residents

شناسایی غیرрезидент

protecting non-residents

حفاظت از غیرрезидент

attracting non-residents

جذب غیرрезидент

registering non-residents

ثبت غیرрезидент

جملات نمونه

the city offers special programs for non-residents seeking to invest in real estate.

شهر برنامه‌های ویژه‌ای برای غیرسکونت‌گزارانی که می‌خواهند در زمینه املاک سرمایه‌گذاری کنند، ارائه می‌دهد.

we need to track the spending habits of non-residents visiting our region.

ما باید رفتار خرج کردن غیرسکونت‌گزارانی که به منطقه ما می‌آیند را ردیابی کنیم.

non-residents are eligible to apply for a visitor's permit with proper documentation.

غیرسکونت‌گزاران می‌توانند با ارائه مستندات مناسب برای گرفتن مجوز بازدید درخواست دهند.

the resort town caters to both residents and non-residents with various activities.

شهر تفریحی با فعالیت‌های مختلف به هم‌زیست‌های محلی و غیرسکونت‌گزاران خدمت می‌کند.

parking permits are limited for non-residents in this residential area.

در این منطقه مسکونی مجوز پارک‌کردن برای غیرسکونت‌گزاران محدود است.

the library provides online resources accessible to both residents and non-residents.

کتابخانه منابع آنلاینی را فراهم می‌کند که هم برای سکونت‌گزاران و هم برای غیرسکونت‌گزاران قابل دسترسی است.

we surveyed non-residents to gauge their satisfaction with local amenities.

ما غیرسکونت‌گزاران را برای ارزیابی رضایت آن‌ها از امکانات محلی پرسش‌نامه‌گذاری کردیم.

the annual festival attracts many non-residents from neighboring states.

جشن سالانه بسیاری از غیرسکونت‌گزاران از ایالت‌های همسایه را جذب می‌کند.

the local government is considering incentives for non-residents to open businesses.

دولت محلی در حال فکر کردن به حمایت‌هایی برای غیرسکونت‌گزاران تا بتوانند کسب‌وکار افتتاح کنند، است.

non-residents must pay a higher rate for certain recreational activities.

برای فعالیت‌های تفریحی خاصی، غیرسکونت‌گزاران باید هزینه بالاتری پرداخت کنند.

the museum offers guided tours in multiple languages for both residents and non-residents.

موزه گردش‌های راهنمایی را در چندین زبان برای هم‌زیست‌های محلی و غیرسکونت‌گزاران ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید