non-specialty

[ایالات متحده]/[nɒn ˌspɛʃəˈlɪti]/
[بریتانیا]/[nɒn ˌspɛʃəˈlɪti]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که ویژگی خاصی ندارد؛ یک مورد کلی یا خدمات؛ محصول یا خدماتی که یک مورد ویژه نیست.
adj. مربوط به ویژگی خاص نمی‌باشد؛ کلی.

عبارات و ترکیب‌ها

non-specialty item

آیتم غیر متخصصی

non-specialty store

فروشگاه غیر متخصصی

non-specialty courses

دوره های غیر متخصصی

a non-specialty area

یک منطقه غیر متخصصی

non-specialty skills

مهارت های غیر متخصصی

handling non-specialty

مدیریت غیر متخصصی

non-specialty products

محصولات غیر متخصصی

offering non-specialty

ارائه غیر متخصصی

became non-specialty

به غیر متخصصی تبدیل شد

purely non-specialty

کاملا غیر متخصصی

جملات نمونه

we stock a wide range of non-specialty items for everyday use.

ما انواع گسترده‌ای از کالاهای غیر متخصصی را برای استفاده روزمره در انبار داریم.

the store primarily sells non-specialty groceries, not gourmet ingredients.

این فروشگاه اغلب کالاهای غذایی غیر متخصصی را فروش می‌دهد، نه مواد خام گران قیمت.

this department focuses on non-specialty apparel, like t-shirts and jeans.

این بخش روی لباس‌های غیر متخصصی مانند تی شرت و شلوار جین‌ها تمرکز دارد.

the company expanded into non-specialty electronics to increase market share.

شرکت به حوزه الکترونیک‌های غیر متخصصی گسترش یافت تا بازار سهم خود را افزایش دهد.

we offer competitive pricing on non-specialty hardware and tools.

ما قیمت‌های رقابتی برای لوازم و ابزارهای غیر متخصصی ارائه می‌دهیم.

the marketing campaign targeted consumers seeking non-specialty home goods.

این کمپین بازاریابی به مصرف کنندگانی که به دنبال کالاهای خانگی غیر متخصصی هستند، هدف گذاری شد.

our warehouse is filled with non-specialty cleaning supplies and equipment.

انبار ما با لوازم و تجهیزات تمیز کردن غیر متخصصی پر شده است.

they decided to discontinue the line of high-end, non-specialty cookware.

آن‌ها تصمیم گرفتند خط تولید ظروف آشپزی غیر متخصصی با کیفیت بالا را متوقف کنند.

the retailer carries a broad selection of non-specialty books and magazines.

فروشنده انواع گسترده‌ای از کتاب‌ها و مجلات غیر متخصصی را حمل می‌کند.

we are streamlining our inventory to focus on core, non-specialty products.

ما انبار خود را ساده‌تر می‌کنیم تا روی محصولات اصلی غیر متخصصی تمرکز کنیم.

the customer was looking for a simple, non-specialty phone case.

مشتری در حال جستجوی یک پوسته تلفن ساده و غیر متخصصی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید