nonachiever

[ایالات متحده]/ˌnɒnəˈtʃiːvə/
[بریتانیا]/ˌnɑːnəˈtʃiːvər/

ترجمه

n. فردی که موفق نمی‌شود یا نتایج انتظار را به دست نمی‌آورد؛ فردی که استانداردهای لازم را نمی‌رساند؛ فردی غیرقابل قبول.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

lazy nonachiever

نابغه‌ی بی‌کار

chronic nonachiever

نابغه‌ی مزمن

serial nonachiever

نابغه‌ی متوالی

total nonachiever

نابغه‌ی کامل

typical nonachiever

نابغه‌ی معمول

nonachiever mindset

ذهن نابغه

nonachiever behavior

رفتار نابغه

nonachievers everywhere

نابغه‌ها در هر جا

nonachiever at work

نابغه‌ی در کار

recovering nonachiever

نابغه‌ی در حال بازگشت

جملات نمونه

he was labeled a nonachiever in school, but he later found his path.

او در مدرسه به عنوان یک فرد بدون موفقیت برچسب خورده بود، اما بعداً مسیر خود را پیدا کرد.

the counselor refused to treat her as a nonachiever and focused on her strengths.

مربی آن را به عنوان یک فرد بدون موفقیت در نظر نگرفت و به نقاط قوت او تمرکز کرد.

calling him a nonachiever only deepened his lack of motivation.

نامگذاری او به عنوان یک فرد بدون موفقیت تنها انگیزه‌اش را کاهش داد.

he struggled with nonachiever syndrome after years of constant criticism.

پس از سال‌ها انتقاد مداوم، او با سندرم فرد بدون موفقیت کار داشت.

the report mistakenly branded a quiet student as a nonachiever.

گزارش با اشتباه یک دانش‌آموز خاموش را به عنوان یک فرد بدون موفقیت برچسب زد.

her parents worried she was becoming a nonachiever, so they sought help.

والدین او نگران شدند که او به یک فرد بدون موفقیت تبدیل می‌شود، بنابراین کمک را جستجو کردند.

he was often dismissed as a nonachiever despite his steady improvement.

او چند بار به عنوان یک فرد بدون موفقیت رد شد، در حالی که به طور پیوسته بهبود می‌یافت.

the teacher’s low expectations turned him into a self-fulfilling nonachiever.

انتظارات پایین معلم او را به یک فرد بدون موفقیت خودآموز تبدیل کرد.

she refused to accept the nonachiever label and set clear goals.

او برچسب فرد بدون موفقیت را پذیرفته نکرد و اهداف واضحی تعیین کرد.

in the meeting, his manager casually called him a nonachiever, which felt unfair.

در جلسه، مدیر او به طور غیررسمی او را به عنوان یک فرد بدون موفقیت معرفی کرد که نابجا به نظر می‌رسید.

he tried to hide behind the nonachiever stereotype to avoid taking risks.

او سعی کرد پشت نمونه‌ای از فرد بدون موفقیت پنهان شود تا از پذیرفتن ریسک‌ها جلوگیری کند.

they designed a program to support every nonachiever who needed structure and guidance.

آن‌ها یک برنامه طراحی کردند تا هر فرد بدون موفقیتی که ساختار و راهنمایی نیاز داشت را حمایت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید