noncombatants

[ایالات متحده]/nɒnˈkɒmbətənts/
[بریتانیا]/nɑnˈkɑmbəˌtænts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که در طول یک درگیری درگیر نیستند؛ غیرنظامیان در زمان جنگ

عبارات و ترکیب‌ها

noncombatants protection

محافظت از غیرنظامیان

noncombatants casualties

آمار تلفات غیرنظامیان

noncombatants rights

حقوق غیرنظامیان

noncombatants safety

ایمنی غیرنظامیان

noncombatants involvement

درگیری غیرنظامیان

noncombatants status

وضعیت غیرنظامیان

noncombatants assistance

کمک به غیرنظامیان

noncombatants zones

مناطق غیرنظامی

noncombatants evacuation

تخلیه غیرنظامیان

noncombatants welfare

رفاه غیرنظامیان

جملات نمونه

noncombatants should be protected during military operations.

غیرنظامیان باید در طول عملیات نظامی محافظت شوند.

the safety of noncombatants is a priority in conflict zones.

ایمنی غیرنظامیان در مناطق جنگی اولویت دارد.

international law mandates the protection of noncombatants.

قانون بین‌الملل از حمایت از غیرنظامیان حمایت می‌کند.

noncombatants often suffer the most during wars.

غیرنظامیان اغلب در طول جنگ‌ها بیشترین آسیب را می‌بینند.

efforts must be made to evacuate noncombatants from danger.

تلاش‌هایی باید برای تخلیه غیرنظامیان از خطر انجام شود.

noncombatants include civilians, children, and the elderly.

غیرنظامیان شامل غیرنظامیان، کودکان و افراد مسن است.

strategies to protect noncombatants should be developed.

استراتژی‌هایی برای حمایت از غیرنظامیان باید توسعه یابد.

noncombatants are often caught in the crossfire.

غیرنظامیان اغلب در تیراندازی گیر می‌افتند.

humanitarian organizations focus on assisting noncombatants.

سازمان‌های بشردوستانه بر کمک به غیرنظامیان تمرکز می‌کنند.

measures to distinguish between combatants and noncombatants are essential.

برای تمایز بین جنگ‌سالاران و غیرنظامیان اقدامات ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید