nonhybrid

[ایالات متحده]/nɒnˈhaɪbrɪd/
[بریتانیا]/nɑːnˈhaɪbrɪd/

ترجمه

adj. نه از نژاد مخلوط یا ترکیب؛ خالص یا یکنواخت؛ نتیجه‌ای از ترکیب گونه‌ها یا نژادهای مختلف نمی‌شود.

جملات نمونه

the museum acquired a nonhybrid vintage car from the 1920s.

موزه یک ماشین نمونه گذارهای غیر هیبریدی از دهه 1920 را خریداری کرد.

nonhybrid seeds are becoming popular among organic farmers.

دانه های غیر هیبریدی در میان کشاورزان ارگانیک محبوب شده‌اند.

she prefers nonhybrid tomato varieties for their authentic flavor.

او انواع گوجه فرنگی غیر هیبریدی را به دلیل طعم اصیلی که دارند می‌پسندد.

the nonhybrid approach to education emphasizes traditional methods.

رویکرد غیر هیبریدی در آموزش روی روش‌های سنتی تاکید می‌کند.

nonhybrid species often have stronger natural resistances.

گونه‌های غیر هیبریدی اغلب مقاومت طبیعی قوی‌تری دارند.

we sell nonhybrid bicycles that are fully customizable.

ما دوچرخه‌های غیر هیبریدی را که به طور کامل قابل سفارش‌گذاری هستند فروش می‌کنیم.

the nonhybrid version of the software lacks advanced features.

نسخه غیر هیبریدی نرم‌افزار ویژگی‌های پیشرفته‌ای ندارد.

scientists are studying nonhybrid organisms for genetic research.

دانشمندان سازه‌های غیر هیبریدی را برای تحقیقات ژنتیک مورد مطالعه قرار می‌دهند.

nonhybrid roses require more maintenance but bloom beautifully.

گل‌های گیلاس غیر هیبریدی نیاز به نگهداری بیشتری دارند اما زیبایی بسیاری دارند.

the chef insisted on using nonhybrid ingredients in the recipe.

شکیف به کارگیری مواد غذایی غیر هیبریدی در دستور پخت تأکید کرد.

nonhybrid corn produces smaller yields but better taste.

ذرت غیر هیبریدی با عملکرد کمتری تولید می‌کند اما طعم بهتری دارد.

they maintain a nonhybrid fleet of classic motorcycles.

آن‌ها یک ناوگان کلاسیک موتور سیکلت‌های غیر هیبریدی را حفظ می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید