nonobligatory

[ایالات متحده]/nɒnəˈbɒlɪɡətəri/
[بریتانیا]/nɑːnəˈbɑːlɪɡətɔːri/

ترجمه

adj. الزامی نبودن یا اجباری نبودن؛ داوطلبانه؛ الزامی نبودن؛ الزام یا نیازی نبودن.

عبارات و ترکیب‌ها

nonobligatory payment

پرداخت اختیاری

nonobligatory contribution

همکاری اختیاری

nonobligatory membership

عضویت اختیاری

nonobligatory service

خدمت اختیاری

nonobligatory attendance

حضور اختیاری

nonobligatory donation

هدايا اختیاری

nonobligatory participation

شرکت اختیاری

nonobligatory commitment

پیمان اختیاری

nonobligatory requirement

نیازمندی اختیاری

nonobligatory nature

طبیعت اختیاری

جملات نمونه

attendance at the workshop is nonobligatory, but highly recommended for all new employees.

حضور در کارگاه الزامی نیست، اما برای تمام کارکنان جدید توصیه می‌شود.

the charity accepts nonobligatory donations from willing participants.

این خیریه به اهدای غیرالزامی از سوی شرکت‌کنندگان خواهان اجازه می‌دهد.

students have the option of nonobligatory tutoring sessions after school hours.

دانش‌آموزان گزینه‌ای برای جلسات راهنمایی غیرالزامی پس از ساعات مدرسه دارند.

our company culture emphasizes a nonobligatory approach to overtime work.

فرهنگ شرکت ما بر روی رویکرد غیرالزامی نسبت به کارهای اضافی تاکید دارد.

the survey includes several nonobligatory questions about personal preferences.

این پرسش‌نامه شامل چند سوال غیرالزامی درباره ترجیحات شخصی است.

nonobligatory community service hours are available for those interested in volunteering.

ساعات خدمت اجتماعی غیرالزامی برای کسانی که تمایل به داوطلبی دارند در دسترس است.

participation in the after-hours social event is completely nonobligatory.

شرکت در رویداد اجتماعی پس از ساعات کار کاملاً غیرالزامی است.

the online forum offers nonobligatory resources for self-paced learning.

این форум آنلاین منابع غیرالزامی برای یادگیری با سرعت خود را ارائه می‌دهد.

management has implemented a nonobligatory mentorship program for career development.

مدیریت یک برنامه راهنمایی غیرالزامی برای توسعه کاری اجرا کرده است.

employees can join the wellness initiative on a nonobligatory basis.

کارکنان می‌توانند با پایه‌ای غیرالزامی به این مبادرت بهداشتی پیوسته‌اند.

the conference features several nonobligatory networking sessions throughout the day.

این کنفرانس در طول روز چند جلسه شبکه‌سازی غیرالزامی دارد.

nonobligatory feedback is welcome from all attendees following the presentation.

پس از ارائه، بازخورد غیرالزامی از تمام شرکت‌کنندگان خوش‌آمد می‌گوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید