nonrepairability

[ایالات متحده]//ˌnɒn.rɪˌpeə.rəˈbɪl.ɪ.ti//
[بریتانیا]//ˌnɑːn.rɪˌper.əˈbɪl.ə.t̬i//

ترجمه

n. ویژگی یا وضعیتی که امکان تعمیر وجود ندارد؛ درجه‌ای که یک مورد، سیستم یا قطعه نمی‌تواند پس از خرابی یا آسیب، به وضعیت عملکردی بازگردد؛ (مهندسی/قابلیت اطمینان) ویژگی یک حالت خرابی که نیاز به جایگزینی به جای تعمیر دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

nonrepairability issue

مشکل غیرقابل تعمیر بودن

nonrepairability concerns

نگرانی‌های مربوط به غیرقابل تعمیر بودن

high nonrepairability

غیرقابل تعمیر بودن بالا

low nonrepairability

غیرقابل تعمیر بودن پایین

nonrepairability risk

ریسک غیرقابل تعمیر بودن

nonrepairability problems

مشکلات مربوط به غیرقابل تعمیر بودن

nonrepairability rating

امتیاز غیرقابل تعمیر بودن

nonrepairability claim

اظهار نظر در مورد غیرقابل تعمیر بودن

nonrepairability report

گزارش مربوط به غیرقابل تعمیر بودن

nonrepairability policy

سیاست مربوط به غیرقابل تعمیر بودن

جملات نمونه

the warranty excludes coverage for nonrepairability after water damage.

گارانتی شامل پوشش برای عدم امکان تعمیر پس از آسیب آب نمی‌شود.

our technicians confirmed the device’s nonrepairability due to a cracked motherboard.

تکنسین‌های ما عدم امکان تعمیر دستگاه را به دلیل مادربرد ترک‌خورده تایید کردند.

the service report cited nonrepairability and recommended a full replacement.

گزارش خدمات به عدم امکان تعمیر اشاره کرد و جایگزینی کامل را توصیه کرد.

nonrepairability was determined during the initial inspection at the service center.

عدم امکان تعمیر در بازرسی اولیه در مرکز خدمات مشخص شد.

the manufacturer acknowledged nonrepairability and issued a refund under policy.

تولیدکننده عدم امکان تعمیر را پذیرفت و طبق سیاست مبلغ بازپرداخت صادر کرد.

we documented the nonrepairability assessment with photos and serial numbers.

ما ارزیابی عدم امکان تعمیر را با عکس‌ها و شماره سریال مستند کردیم.

because of nonrepairability, the claim was processed as a total loss.

به دلیل عدم امکان تعمیر، این ادعا به عنوان تلفات کل ثبت شد.

nonrepairability often results from parts unavailability in older models.

عدم امکان تعمیر اغلب ناشی از عدم در دسترس بودن قطعات در مدل‌های قدیمی‌تر است.

the auditor reviewed our nonrepairability criteria to ensure consistent decisions.

بازرس معیارهای عدم امکان تعمیر ما را برای اطمینان از تصمیمات یکنواخت بررسی کرد.

the shop charged a diagnostic fee even after declaring nonrepairability.

فروشگاه حتی پس از اعلام عدم امکان تعمیر، هزینه تشخیص گرفت.

to reduce nonrepairability, we redesigned the enclosure for easier disassembly.

برای کاهش عدم امکان تعمیر، ما محفظه را برای جداسازی آسان‌تر دوباره طراحی کردیم.

the insurance adjuster requested proof of nonrepairability before approving payment.

بازرس بیمه قبل از تایید پرداخت، درخواست ارائه مدرکی مبنی بر عدم امکان تعمیر را کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید