nonsurgically removed
بدون جراحی برداشته شده
nonsurgically corrected
بدون جراحی اصلاح شده
the dentist removed the tooth nonsurgically, avoiding a more invasive procedure.
دندانپزشک دندان را به روش غیرجراحی خارج کرد و از یک روش تهاجمیتر اجتناب کرد.
she opted for nonsurgical face lift options to maintain a youthful appearance.
او برای حفظ ظاهر جوانی، گزینه های جراحی غیرهسته ای را انتخاب کرد.
varicose veins can sometimes be treated nonsurgically with laser therapy.
وریدهای واریسی گاهی اوقات میتوانند به روش غیرجراحی با استفاده از لیزر درمان شوند.
the patient was relieved to learn the cyst could be drained nonsurgically.
بیمار از این که فهمید کیست را میتوان به روش غیرجراحی تخلیه کرد، آسوده شد.
we explored nonsurgical options for correcting his deviated septum.
ما گزینههای غیرجراحی برای اصلاح سپتوم منحرف او را بررسی کردیم.
the doctor recommended a nonsurgical approach to address her back pain.
پزشک روش غیرجراحی برای رفع درد کمر او را توصیه کرد.
many prefer nonsurgical treatments for cosmetic concerns like skin tags.
بسیاری روشهای غیرجراحی را برای نگرانیهای زیبایی شناسی مانند خالهای پوستی ترجیح میدهند.
the team investigated nonsurgical methods for joint pain management.
تیم روشهای غیرجراحی برای مدیریت درد مفاصل را بررسی کرد.
he underwent nonsurgical procedures to improve his smile aesthetics.
او تحت عملهای غیرجراحی برای بهبود زیبایی لبخند خود قرار گرفت.
the study evaluated the effectiveness of nonsurgical scar revision techniques.
این مطالعه اثربخشی تکنیکهای ترمیم غیرجراحی جای زخم را ارزیابی کرد.
she sought nonsurgical alternatives to alleviate her migraines.
او به دنبال جایگزینهای غیرجراحی برای تسکین سردردهای میگرنی خود بود.
nonsurgically removed
بدون جراحی برداشته شده
nonsurgically corrected
بدون جراحی اصلاح شده
the dentist removed the tooth nonsurgically, avoiding a more invasive procedure.
دندانپزشک دندان را به روش غیرجراحی خارج کرد و از یک روش تهاجمیتر اجتناب کرد.
she opted for nonsurgical face lift options to maintain a youthful appearance.
او برای حفظ ظاهر جوانی، گزینه های جراحی غیرهسته ای را انتخاب کرد.
varicose veins can sometimes be treated nonsurgically with laser therapy.
وریدهای واریسی گاهی اوقات میتوانند به روش غیرجراحی با استفاده از لیزر درمان شوند.
the patient was relieved to learn the cyst could be drained nonsurgically.
بیمار از این که فهمید کیست را میتوان به روش غیرجراحی تخلیه کرد، آسوده شد.
we explored nonsurgical options for correcting his deviated septum.
ما گزینههای غیرجراحی برای اصلاح سپتوم منحرف او را بررسی کردیم.
the doctor recommended a nonsurgical approach to address her back pain.
پزشک روش غیرجراحی برای رفع درد کمر او را توصیه کرد.
many prefer nonsurgical treatments for cosmetic concerns like skin tags.
بسیاری روشهای غیرجراحی را برای نگرانیهای زیبایی شناسی مانند خالهای پوستی ترجیح میدهند.
the team investigated nonsurgical methods for joint pain management.
تیم روشهای غیرجراحی برای مدیریت درد مفاصل را بررسی کرد.
he underwent nonsurgical procedures to improve his smile aesthetics.
او تحت عملهای غیرجراحی برای بهبود زیبایی لبخند خود قرار گرفت.
the study evaluated the effectiveness of nonsurgical scar revision techniques.
این مطالعه اثربخشی تکنیکهای ترمیم غیرجراحی جای زخم را ارزیابی کرد.
she sought nonsurgical alternatives to alleviate her migraines.
او به دنبال جایگزینهای غیرجراحی برای تسکین سردردهای میگرنی خود بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید