noose

[ایالات متحده]/nuːs/
[بریتانیا]/nuːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طنابی حلقه‌دار که برای بستن یا آویزان کردن استفاده می‌شود
vt. برای گرفتن یا به دام انداختن با طناب حلقه‌دار
Word Forms
جمعnooses
زمان گذشتهnoosed
شکل سوم شخص مفردnooses
قسمت سوم فعلnoosed
صفت یا فعل حال استمراریnoosing

عبارات و ترکیب‌ها

hangman's noose

دار

tie a noose

بستن طناب دار

جملات نمونه

They tied a noose round her neck.

آنها یک طناب دار دور گردن او بستند.

she was noosed and hooded, then strangled by the executioner.

او طناب دار شد و سرش را پوشاندند، سپس جلاد او را خفه کرد.

The criminal used a noose to hang the victim.

جنایتکار از طناب دار برای آویزان کردن قربانی استفاده کرد.

The noose tightened around the neck of the captured animal.

طناب دار دور گردن حیوان گرفتار شده محکم شد.

He felt a noose of fear tightening around his heart.

او احساس کرد که طنابی از ترس دور قلبش محکم می‌شود.

The cowboy expertly threw a noose around the calf's neck.

کاوگ boy به طرز ماهرانه ای طناب دار را دور گردن گوساله انداخت.

The noose was carefully crafted by the executioner.

طناب دار به دقت توسط جلاد ساخته شده بود.

She felt like a noose was tightening around her career prospects.

او احساس کرد که طنابی دور چشم انداز شغلی او محکم می‌شود.

The noose of debt was slowly suffocating them financially.

طناب بدهی به آرامی آنها را از نظر مالی خفه می کرد.

The trap was set with a hidden noose to catch the unsuspecting prey.

تله با یک طناب دار پنهان برای به دام انداختن طعمه بی احتیاط تنظیم شد.

The noose of addiction had a tight grip on his life.

طناب اعتیاد دست تنگی روی زندگی او داشت.

The noose swung ominously from the tree branch.

طناب دار به طور شوم از شاخه درخت آویزان بود.

نمونه‌های واقعی

You might as well have tied the noose yourself.

شما بهتر بودید خودتان طناب دار را ببندید.

منبع: American Horror Story: Season 2

I'm the hangman. And I just put a tight noose around your neck.

من جلاد هستم. و من همین الان یک طناب دار محکم دور گردن شما انداختم.

منبع: Movie trailer screening room

They tied Pinocchio's hands behind his shoulders and slipped the noose around his neck.

آنها دست‌های پینوکیو را پشت شانه‌هایش بستند و طناب دار را دور گردن او انداختند.

منبع: The Adventures of Pinocchio

Blais tries to entice the shark close enough to slip a noose around its neck.

بلایس سعی می‌کند کوسه را به اندازه کافی نزدیک کند تا بتواند طناب دار را دور گردن آن بیاندازد.

منبع: Human Planet

The noose was getting tighter and tighter.

طناب دار محکم‌تر و محکم‌تر می‌شد.

منبع: NPR News June 2015 Compilation

Then he tied a slipknot in the other end of the line and formed a noose.

سپس او یک گره کششی در انتهای دیگر طناب بست و یک طناب دار درست کرد.

منبع: The Trumpet Swan

It is a teammate of Bubba Wallace that reported finding a noose in the garage on Sunday.

هم تیمی بوبا والاس گزارش کرد که یک طناب دار در گاراژ در روز یکشنبه پیدا کرده است.

منبع: BBC Listening Compilation June 2020

The noose tightened, and the can came off.

طناب دار محکم شد و قوطی جدا شد.

منبع: The Trumpet Swan

Theon shook his head. " Is the noose ready" ?

تئون سرش را تکان داد. " آیا طناب دار آماده است؟

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

Hey, if we're not done by 3: 00, I'm gonna tie a noose on this thing.

هی، اگر تا ساعت 3: 00 تمام نکردیم، من یک طناب دار دور این چیز می‌پیچم.

منبع: Modern Family - Season 01

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید