hangman

[ایالات متحده]/'hæŋmən/
[بریتانیا]/'hæŋmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جلاد؛ کسی که مجازات مرگ را با دار زدن اجرا می‌کند
Word Forms
جمعhangmen

جملات نمونه

They played hangman to pass the time.

آنها برای گذراندن وقت با هم بازی با طناب کردند.

The children enjoyed playing hangman during recess.

کودکان از بازی با طناب در زمان استراحت لذت بردند.

She guessed the word correctly in the hangman game.

او به درستی کلمه را در بازی با طناب حدس زد.

The hangman game is a popular word guessing game.

بازی با طناب یک بازی محبوب حدس کلمه است.

We used to play hangman on long road trips.

ما اغلب در سفرهای طولانی با طناب بازی می کردیم.

He drew a stick figure for the hangman game.

او یک شکل چوبی برای بازی با طناب کشید.

The hangman game is a classic pen-and-paper game.

بازی با طناب یک بازی کلاسیک قلم و کاغذ است.

The hangman game helps improve vocabulary and spelling skills.

بازی با طناب به بهبود دایره لغات و مهارت های املایی کمک می کند.

They decided to play hangman to test their word knowledge.

آنها تصمیم گرفتند با طناب بازی کنند تا دانش واژگان خود را آزمایش کنند.

The students took turns guessing letters in the hangman game.

دانش آموزان نوبت به نوبت حروف را در بازی با طناب حدس زدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید