snare

[ایالات متحده]/sneə(r)/
[بریتانیا]/sner/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تله؛ درهم‌تنیدگی
vt. به دام انداختن؛ فریب دادن.
Word Forms
قسمت سوم فعلsnared
جمعsnares
صفت یا فعل حال استمراریsnaring
زمان گذشتهsnared
شکل سوم شخص مفردsnares

عبارات و ترکیب‌ها

set a snare

گودال تله

snare drum

درام اسنار

snare trap

تله اسنار

جملات نمونه

I used to snare small birds such as sparrows.

من قبلاً پرندگان کوچکی مانند گنجشک‌ها را به دام می‌انداختم.

seducers laid their snares for innocent provincials.

فریبکاران دام‌های خود را برای افراد ساده‌لوح و بی‌گناه گستراندند.

five blackmailers were snared in a police sting.

پنج باجگیر در یک عملیات پلیس به دام افتادند.

Typical setup when miking the top and bottom of a snare drum.

تنظیم معمول هنگام استفاده از میکروفون در قسمت بالای و پایین طبل اسنیر.

snared by false hopes;

به دام امیدهای دروغین افتاده بود.

Most of the people realized that their scheme was simply a snare and a delusion.

اکثر مردم متوجه شدند که طرح آنها صرفاً یک تله و یک فریب بود.

He shoots rabbits and he sets snares for them.

او خرگوش‌ها را می‌کشد و برای آن‌ها تله می‌گذارد.

five blackmailers were jailed last week after they were snared in a police sting.

پنج باج گیر هفته گذشته پس از گرفتار شدن در یک تله پلیسی به زندان محکوم شدند.

Ariel: Daddy, they're not barbarians.Triton: They are dangerous!Do you think I want to see my youngest daughter snared by some fisheater's hook?

آریل: بابا، آن‌ها وحشی نیستند.ترین: آن‌ها خطرناک هستند! آیا فکر می‌کنید می‌خواهم دختر کوچک من گرفتار قلاب یک ماهیگیر شود؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید