normativists argue
نORMATIVIST ها می گویند
normativists claim
نORMATIVIST ها ادعا می کنند
normativists believe
نORMATIVIST ها باور دارند
normativists maintain
نORMATIVIST ها حفظ می کنند
normativists assert
نORMATIVIST ها اعلام می کنند
normativists contend
نORMATIVIST ها می گویند
normativists insist
نORMATIVIST ها اصرار می کنند
normativists suggest
نORMATIVIST ها پیشنهاد می کنند
normativists point out
نORMATIVIST ها اشاره می کنند
normativists conclude
نORMATIVIST ها نتیجه گیری می کنند
normativists argue that ethical principles are universal.
نORMATIVIST ها می گویند که اصول اخلاقی جهانی هستند.
many normativists believe in objective moral truths.
بسیاری از نORMATIVIST ها در مورد واقعیت های اخلاقی موضوعی باور دارند.
the normativists rejected the descriptive approach.
نORMATIVIST ها رویکرد توصیفی را رد کردند.
normativists emphasize the importance of prescriptive rules.
نORMATIVIST ها اهمیت قوانین توصیفی را تاکید می کنند.
some normativists focus on duty-based ethics.
برخی از نORMATIVIST ها روی اخلاق مبتنی بر وظیفه تمرکز می کنند.
normativists often clash with relativists.
نORMATIVIST ها اغلب با نسبیت گرایان درگیر می شوند.
the theory was developed by prominent normativists.
این نظریه توسط نORMATIVIST های برجسته توسعه یافت.
normativists maintain that values are objective.
نORMATIVIST ها حفظ می کنند که ارزش ها موضوعی هستند.
academic normativists publish extensively on moral philosophy.
نORMATIVIST های آکادمیک به طور گسترده در فلسفه اخلاق منتشر می کنند.
these normativists defend traditional ethical frameworks.
این نORMATIVIST ها چارچوب های اخلاقی سنتی را دفاع می کنند.
normativists insist on universal applicability of moral laws.
نORMATIVIST ها بر کاربرد جهانی قوانین اخلاقی تأکید می کنند.
contemporary normativists continue to influence legal theory.
نORMATIVIST های معاصر به طور مداوم نظریه حقوق را تحت تأثیر قرار می دهند.
normativists argue
نORMATIVIST ها می گویند
normativists claim
نORMATIVIST ها ادعا می کنند
normativists believe
نORMATIVIST ها باور دارند
normativists maintain
نORMATIVIST ها حفظ می کنند
normativists assert
نORMATIVIST ها اعلام می کنند
normativists contend
نORMATIVIST ها می گویند
normativists insist
نORMATIVIST ها اصرار می کنند
normativists suggest
نORMATIVIST ها پیشنهاد می کنند
normativists point out
نORMATIVIST ها اشاره می کنند
normativists conclude
نORMATIVIST ها نتیجه گیری می کنند
normativists argue that ethical principles are universal.
نORMATIVIST ها می گویند که اصول اخلاقی جهانی هستند.
many normativists believe in objective moral truths.
بسیاری از نORMATIVIST ها در مورد واقعیت های اخلاقی موضوعی باور دارند.
the normativists rejected the descriptive approach.
نORMATIVIST ها رویکرد توصیفی را رد کردند.
normativists emphasize the importance of prescriptive rules.
نORMATIVIST ها اهمیت قوانین توصیفی را تاکید می کنند.
some normativists focus on duty-based ethics.
برخی از نORMATIVIST ها روی اخلاق مبتنی بر وظیفه تمرکز می کنند.
normativists often clash with relativists.
نORMATIVIST ها اغلب با نسبیت گرایان درگیر می شوند.
the theory was developed by prominent normativists.
این نظریه توسط نORMATIVIST های برجسته توسعه یافت.
normativists maintain that values are objective.
نORMATIVIST ها حفظ می کنند که ارزش ها موضوعی هستند.
academic normativists publish extensively on moral philosophy.
نORMATIVIST های آکادمیک به طور گسترده در فلسفه اخلاق منتشر می کنند.
these normativists defend traditional ethical frameworks.
این نORMATIVIST ها چارچوب های اخلاقی سنتی را دفاع می کنند.
normativists insist on universal applicability of moral laws.
نORMATIVIST ها بر کاربرد جهانی قوانین اخلاقی تأکید می کنند.
contemporary normativists continue to influence legal theory.
نORMATIVIST های معاصر به طور مداوم نظریه حقوق را تحت تأثیر قرار می دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید