northward

[ایالات متحده]/'nɔːθwəd/
[بریتانیا]/'nɔrθwɚdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به سمت یا در جهت شمال.
Word Forms

جملات نمونه

The orchard is on the northward slope of the hill.

باغات در دامنه شمالی تپه قرار دارند.

The road runs northwards, as straight as a die.

جاده به سمت شمال کشیده شده است، تا حد امکان صاف.

Europe’s economic centre of gravity shifted northward.

مرکز ثقل اقتصادی اروپا به سمت شمال تغییر کرد.

These birds migrate northwards in spring and southwards in fall.

این پرندگان در بهار به سمت شمال و در پاییز به سمت جنوب مهاجرت می‌کنند.

Palaeocurrent measurements suggest a northward direction,indicating that the Kunlun area was at low elevation.

اندازه گیری های پالهو جریان نشان می دهد که جهت شمال است، که نشان می دهد منطقه كونلون در ارتفاع پایین بوده است.

.. 3 north shelter-forest is located in our country northward walnut the concentration of prepotent belt area.

.. 3 جنگل محافظتی شمالی در کشور ما در منطقه کمربند با غلظت گردو شمالی واقع شده است.

See northward farmer head wraps hoary head towel on the way, some ear-muff that still hang shagginess work in the ground.

به شمال نگاه کنید، کشاورز حوله سر خاکستری خود را در راه می پیچد، برخی از گوشی که هنوز هم شلوغی در زمین کار می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید